انقلاب خاورمیانه، انقلاب زنان

انقلاب خاورمیانه، انقلاب زنان

زیلان وژین
سیستمهای قدرت محور برای تداوم حیات سیاسی خویش بیشتر بر سیستم مجلس و انتخابات اصرار می ورزند و چون از نارضایتی مردم آگاهند هر زمان چوب ظلم و بی عدالتی آنان بر سر مردم است. بنابراین با زور و فشار سیستم خویش را به مردم و جامعه تحمیل نموده و این فشارها ترس آنها از موجودیتشان و اینکه هر لحظه تخت قدرت آنان با کوچکترین تلنگری متلاشی شود، است. کابوس آنان پذیرفته نشدن از سوی مردم است چون برای تداوم قدرت، حفظ موجودیت و تثبیت نظام خویش به آرای مردم نیاز دارند؛ زیرا نیروی سازماندهی شدهی مردم قادر است بزرگترین امپراطوریها را به نابودی و فروپاشی بکشاند. این واقعیت در طول تاریخ اثبات شده و شکی در این مورد وجود ندارد. اگر در کشوری سیستم انتخاباتی و مجلس وجود دارد به معنای دمکراتیک بودن آن دولت نیست. قویترین دیکتاتورها هم مردم را به رای دادن مجبور می نمایند. دمکراسی حقیقی با تشکیلات شماتیکی که آنان فکر می کنند ایجاد نمی شود و نخواهد شد.
ایران یکی از بزرگترین سیستمهای دولتی خاورمیانه است که دارای پیشینهی کهنی در این زمینه است. در این جغرافیای گسترده و با این غنای جامعه و تنوعات دینی و مذهبی بایستی دارای نیروی قانع نمودن و ایدئولوژی قوی باشد تا قادر باشند کشور را اداره نماید. رژیم حاکم در ایران این گونه فکر می کند که می تواند با فریب، توطئه، اقتدار و ظلم مردم را مدیریت نمایند. به همین دلیل ایران هر دهه شاهد انقلابهای بزرگی بوده است. این نشان دهندهی این است که هر اندازه هم شیوههای رژیم ایران حساب شده و سازماندهی شده باشد برای جلوگیری از انقلاب ملتها کافی نبوده ونیست. در چنین پروسهای که به روزهای انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستاها نزدیک می شود بار دیگر موجودیت آنتی دمکراتیک رژیم دیکتاتور ایران بیشتر چهرهی واقعی خویش را به نمایش می گذارد. هر چند هیچ گاه نمی توان از انتخاباتی دمکراتیک و ارادهی حقیقی ملتها بعد از انقلاب ۵۷ بحث نمود. زیرا هم قانون اساسی و هم شیوهی رهبری ولایت فقیه ضد دمکراسی بوده و ایران قادر نیست با انتخابات و راه و رسوم شماتیک مثلا دمکراتیک برعمر قدرت خود بیافزاید.
با وضعیت کنونی در خاورمیانه که عمر دولت – ملتها به سر آمده ایران نمی تواند با نظام کنونی خویش سرپا بماند. سالهاست که ایران اپوزیسیونهای داخلی را سرکوب نموده و با نیروی نظامی خود با دولتهای خارجی می جنگد و آرامش کشورهای دیگر را بر هم زده و به رژیم های دیکتاتور و گروههای رادیکال کمک می کند تا جنگها به درون مرزهایش کشانده نشود. هم اکنون تغییر یکی از نیازهای اساسی موجودیت در خاورمیانه و کل دنیا است و تا تغییری اساسی صورت نگیرد سایر مسائل لاینحل باقی خواهد ماند. امروزه در دنیا نه تنها نظامهای دولت- ملت بلکه همهی سیستمهای کاپیتالیسمی روبه فروپاشی می روند. اتحادیهی اروپا همچون گذشته نخواهد ماند و دونالد ترامپ که خویش نمایندهی چنین نظامی است در تلاش است با جنگ و پول بر روی کار بماند؛ با غارت، جنگ و سیاستهای بیواقتدار ملتها را به خویش وابسته نموده و در انتها بر روی آنان تحکم نماید. هیچ نیرو و ملت آزادی، خواهان سکوت در برابر این سیاستها نیست؛ ذاتا دولت- ملت پروژهی مدرنیتهی کاپیتالیسم و ایدئولوژی لیبرالیسم است. هر چند نمی توان گفت نیروهای قدرت محور جهانی از سیستم دولت- ملت صرف نظر نمودهاند و در پی برساخت نظامی نو هستند. خیر چنین چیزی وجود ندارد. آنها باز هم بر روی موجودیت دولت- ملت اصرار ورزیده و پایههای این موجودیت را در خاورمیانه جستجو می کنند و دولت- ملتی با ماهیتی که خود می خواهند و طبق خواسته آنان بوده و بتواند در منطقه منافع آنان را حفظ نماید به همین دلیل ارتجاعیترین نیروهای منطقه را حمایت و یا با آنان همکاری می نمایند و برای آنان تفاوتی نمی کند چگونه نیرویی هستند، مهم قادر باشند از آنان استفاده نموده و هر کس به خوبی می داند داعش محصول این قدرتهاست. نیرویی ارتجاعی و تاریک که نقشی وارونه بازی می کنند، به گونهای وانمود می کنند که هیچ رابطهای با داعش ندارند و همانند قهرمانان به یاری ملتهای خاورمیانه می شتابند. اما هدف این است که این جغرافیا هر زمان میدان جنگ و درگیری باشد تا بتوانند از آب گل آلود ماهی بگیرند. جنگهای ملی و مذهبی را تشدید ساخته و ملتها را به جان همدیگر انداخته تا بهتر بتوانند بر آنان تسلط نمایند. آری این نقشه و پروژههای آنان بر روی میز بود اما زمانی که به نقشهی واقعی خاورمیانه وارد شدند موقعیت تغییر نمود، حسابهای خانه در بازار تغییر کرد و به این واقعیت مهم پی بردند که قادر نیستند از راه دور این جغرافیای تاریخی و غنی را اداره نمایند. هر چند شاید نقشههای آنان درقرن بیستم تا حدودی موفق عمل کرده باشد اما ما در قرن بیست و یکم هستیم. رهبر آپو در سخنانی گفت: من کودک قرن ۲۱ هستم هیچ گاه اجازه نخواهم داد کوردها همچون قرون گذشته زندگی نمایند و به راستی این گونه شد. کوردها در توازنات و تحولات امروز خاورمیانه نقشی مهمی ایفا می کنند. کوردستان سدههای گذشته میان دولتها تقسیم شد و به میدان جنگها مبدل شد، کوردها خدمت کردند، جنگیدند و در انجام دستاوردی نداشتند برعکس تنها چیزی که عایدشان شد رنج و قتلعامهای نا بحق بود.
بدون شک کوردهای امروز کوردهای سدههای گذشته نیستند. این را هر کس می داند که رهبر آپو به عهدی که با خلق کورد و همهی ملتهای خاورمیانه بسته بود، پایبند ماند. موانع بسیاری ایجاد کردند و در پایان با توطئهای رهبر آپو را ربودند اما باز نتوانستند مانع از پروژهی دمکراتیک نمودن خاورمیانهی توسط رهبر آپو شوند. پروژهی دیزاین نوین خاورمیانه را نیز این قدرتها ارائه دادند و به سوی منطقه روانه شدند و این پروژه را ابتدا در افغانستان، عراق و بسیاری از کشورهای منطقه اجرا نمودند. هر چند متضرر شده ومردم نیز رنج بسیاری تحمل کردند و ملتها طعم تلخ قتل عام، مهاجرت و ویرانی را تجربه نمودند. طرحی که امروزه کوردها از آن بحث می نمایند سیستمی دمکراتیک و در بنیان، سیستم ضد دولت- ملت و مدرنیتهی کاپیتالیسم است.
اگر امروز نیروهای خارجی با کوردها هستند به معنای این نیست که به منافع کوردها می اندیشند و سیستم آنان را می پذیرند بلکه ناچارند، زیرا آلترناتیوی ندارند و اینها خود از بانیان تقسیم کوردستان هستند و همان کسانی هستند که در توطئه علیه رهبری مشارکت داشتند و کوردها این موضوع را فراموش نکردهاند. هم اکنون نیز در جنگ باکور کوردستان در صدر قدرتهایی جای دارند که در کنار اردوغان و رل اصلی را ایفا می کنند. در چنین مرحلهای که نیروهای خارجی ایران را مجبور به تغییر می نمایند باز آلترناتیو کوردها به میدان می آید. در انتخابات ریاست جمهوری بعد غیر دمکراتیک این است که شورای نگهبان تعیین می کند چه کسی رئیس جمهور آیندهی ایران است. در واقع رئیس جمهور را نه مردم، نه شورای نگهبان و نظام ولایت فقیه انتخاب می کند و به جز شیعهها کسی نمی تواند رئیس جمهور شود و بایستی تا انتها پایبند ولایت فقیه باشند. در چنین وضعیتی چه نیازی به رای دادن و انتخابات وجود دارد؟ بحثهائی که حسن روحانی بر مسند قدرت بنشیند یا فرد دیگری مبین واقعیت کنونی ایران نیست. تا سیستم کاملا خود را تغییر ندهد نمی توان امیدی به دمکراسی در ایران داشت. کسانی که مدعی تغییرات بزرگ هستند با قانون و نظام این چنینی قادر نیستند کاری انجام دهند. روحانی چهار سال قبل با وعدههای رنگینی بر سر کار آمد و بیشترین وعدهها را به زنان داد اما بیشترین فشارها در دولت وی بر روی زنان بود تا جائی که شمار زندانیان سیاسی زن افزایش یافت و زنان از بسیاری از حقوق اولیه خویش همانند ورود به استادیومهای ورزشی محروم شدند و باز پشت درهای استادیومها ماندند. قوانین حبس نمودن زنان در میان چهاردیواری خانه در مجلس تصویب شد. وضعیت اقتصادی ایران به دلیل سیاستهای نادرست از زمان دولت احمدینژاد وخیمتر شد.
اگرروحانی خود را رفرمخواه می نامد آن زمان در چه زمینههایی رفرم ایجاد شده است؟ رفرم به کناری به جای پیشرفت چند گام به عقب آمده است. این گونه پیداست که روحانی دارای نیرویی که بتواند تغییری اندک ایجاد کند، نیست. بنابراین می گوئیم نظام، نظامی دمکراتیک نیست. چگونه ممکن است رییس جمهور قادر نباشد تغییری هر چند اندک ایجاد نماید؟ بزرگترین دلگرمی حسن روحانی همکاری با دولتهای خارجی بود. اما با آمدن دونالد ترامپ تحریمات علیه ایران همانند گذشته ادامه خواهد داشت و واگذاری امور به نیروهای سپاه پاسداران که در مناطق دیگر جنگهای مذهبی را تشدید می کند نتیجهای در بر نخواهد داشت. ایران بایستی نه با تغییر رییس جمهور و نه با جنگهای خارجی در صدد حفظ موجودیت خویش باشد بلکه تغییری اساسی در ساختار سیاسی خویش انجام دهد. رژیم اسد و بسیاری رژیم های دیگر یک به یک سقوط کردند که از مثالهای بارز در این زمینه هستند. هم اکنون نیروهایی قادرند در خاورمیانه پابرجا بمانند نیروهایی هستند که منافع مردم را اساس بگیرند و بزرگترین قشری که برای این مبارزات پیشاهنگی می کنند زناناند. همانگونه که قبلا هم اشاره نمودیم سیستم امروز جهان زن ستیز است و بیشترین تعرضات علیه زنان است. داعش ابتدا زنان را مورد هدف قرار داد و به این ترتیب کل جامعه را به نابودی سوق داد. جنبش آزادیخواهی خلق کورد با فلسفهی رهبر آپو عکس این قضیه را اثبات نمود و آگاهترین زنان را آموزش داد و زنان اولین پیشاهنگان انقلاب دمکراسی در خاورمیانه شدند. انقلابی که آزادی زنان را به کانون همهی فعالیتها و جنبش خویش قرار ندهد هیچ گاه شانس پیروزی نداشته و ندارد. این واقعیت در طول عمر چند هزار سالهی سیستم مردسالاری اثبات شده است. در چنین مرحلهای که هیچ درختی نمی تواند در برابر باد تحولات ایستادگی کند دادن وعدههای بسیطُ ، مشغول ساختن و فریب جامعه هیچ سرانجامی نخواهد داشت. تعادلی که حسن روحانی در صدد است با جناح محافظهکار ایجاد نماید راه چارهیابی نیست بالعکس پایان اوست. رژیم کنونی ایران سالهاست که در تلاش است پتانسیلهای دمکراتیک را در میان پنجههای رادیکال خود نابود سازد. بدین ترتیب بسیاری از جنبشها و جناحهایی که مدعی رفرم بودند در انتها از ترس موجودیت خویش با محافطهکاران در یک صف قرار گرفتند. رئیس جمهور و رهبران ایران نبایستی به دولتهای خارجی پشت گرم نموده و ارزشهای ملتها را به آنان فروخته و نه با نیروهای ارتجاعی یکی شده و ظلم و فشار را بر روی ملتها تشدید نماید. در تاریخ ایران شاهان در دولت مداری خویش به دولتهای خارجی اتکا نمودند اما نتیجهی آن فروش کشور بود وبس. رژیم ولایت فقیه سالهاست بر روی استمرار خویش اصرار ورزیده و بسیاری از نخست وزیران، سیاستمداران ، جنبشهای چپ و روشنفکران را به قتل رسانده و از میان برداشته است و کسانی را در قدرت حفظ می کند که مطابق با منافع او حرکت کند. موقعیت کنونی ایران برای مداخلهی خارجی باز است بنابراین به رسمیت شناختن ارادهی ملتها و به ویژه زنان، ایران را به دمکراتیک ترین کشور منطقه مبدل خواهد ساخت. کشور هر اندازه متعلق به مردم و زنان باشد همان اندازه قادر به ادامهی حیات خواهد بود. هم اکنون علاوه بر انتخابات ریاست جمهوری انتخابات شوراهای شهر و روستا نیز وجود دارد. اگر ماهیت مجلس شهرها به درستی شناخته شود سیستم دمکراتیک بهتر برساخته خواهد شد؛ اما به دلیل دمکراتیک نبودن کل سیستم ایران، شورای شهرها هیچ نقشی را ایفا نمی کند. ایران دارای چنین پتانسیلی است که از شوراهای شهر و روستا آغاز نموده و به سوی سیستم دمکراتیک گام بردارد. اگرهر ملت و اقلیت دینی درهر شهر و روستایی بتواند برای زندگی خویش تصمیم بگیرد آن زمان اولین گام برای تغییرات دمکراتیک در کل ایران خواهد بود. اما متاسفانه موانع بسیاری در مقابل شوراهای شهر و روستا وجود دارد و متاسفانه انتخابات شوراها نیز دمکراتیک نبوده و افرادی که رژیم مناسب می بیند برای شوراها انتخاب نموده و مردم را ناچار می کنند به آنان رای دهند. در وضعیتی که بایستی مردم برای سرنوشت خود تصمیم بگیرد چه کسی برای شهر و روستا وظیفه دار خواهد شد این حق ابتدا برای شهر و روستاها از مردم ستانده شده آن زمان تغییر رئیس جمهور در چنین موقعیتی چه تغییراتی به وجود خواهد آورد؟ برای برساخت سیستمی دمکراتیک بایستی از زیر بنا آغاز شود و پتانسیلهای دینامیک جامعه یعنی زنان و جوانان را اساس قرار داده و این گونه رو به بالا حرکت نماید. مجلسی که اکثریت آن از مردان تشکیل شده آن زمان جامعه چگونه قشر عظیم خویش یعنی زنان را مدیریت خواهد نمود. رئیس جمهوری که از سوی ملاها انتخاب شود چگونه خواهد توانست در مورد حقوق زنان صحبت نماید. زیرا در ادبیات آنان زنان جایی ندارند و طبق تفکرات آنان زنان کامل نیستند بنابراین چنین سیستمی نمایندهی زنان نبوده و مشروع نیست.
زمان آن رسیده که زنان ایران و روژهلات کوردستان مبارزهای جدی برای تغییر این سیستم انجام دهند و تنها و تنها با مبارزه زنان قادر خواهند بود سیستم مردسالاری و عقب مانده را که تحت عنوان شریعت، ابتدائیترین حقوق زنان را پایمال می کنند این سیستم را تغییر دهند. زنان بایستی بدانند به کسی که رای می دهند تا چه حدی به حقوق زنان اهمیت می دهد و یا تا چه حد قادر است قانون ضد زن ایران را تغییر دهد و آیا می تواند از اعدام و سنگسار زنان جلوگیری نماید؟ آیا قادر است مانع مداخلاتی که در نوع پوشش و فعالیتهای زنان صورت می گیرد، شود. اگر جواب منفی است آن زمان دلیل چیست چرا تغییری دمکراتیک ایجاد نمیشود وضعیت زنان هر روز وخیمتر شده، هر کس بایستی در پی یافتن پاسخی برای این باشد. ذهنیت مردسالاری در شخصیت هر رئیس جمهوری ابتدا به زنان ضرر می رساند. زنان نبایستی هیچ انتظاری از رئیس جمهور مرد داشته باشند و یا با جنبشهای زنان در خارج از ایران که مارژینال شدهاند؛ آیا آنان قادر نیستند بهتر و صحیحتر از رئیس جمهور خویش را مدیریت نمایند و برای مسائل زنان راه چارهیابی بیابند؟ بدون شک قادرند خویش را سازماندهی نموده و قدمهای نخست انقلاب را بردارند. اگر ریشهی درخت خانه در حیاط همسایه باشد همسایه هر زمان که خواست می تواند ریشهی درخت را خشکانده و نابود سازد. برای انقلابی موفق زنان بایستی ابتدا به نیروی ذاتی خویش ایمان داشته باشند. نه سیستم کنونی ایران و نه نیروهای خارجی برای زنان ایران آزادی به ارمغان خواهند آورد. همان گونه که مشاهده نمودیم زنان در آمریکا و بسیاری از نواحی دیگر در جهان علیه ترامپ راهپیمائیهای میلیونی کردند و آلترناتیوی که ترامپ می خواهد برای زنان دنیا ایجاد نماید مدل همسر اوست. مدل زن مانکن. مدل زنی که ولایت فقیه خواستار آن است زنان با حجاب و محبوس در چهاردیواری خانه و هر زمان در اطاعت از همسر خویش آماده است.
زنان کورد در خاورمیانه دارای آلترناتیو و آزمونهای بسیاری هستند. انقلاب زنان در روژآوای کوردستان با فلسفه و ایدئولوژی رهبر آپو صورت گرفت مثال بارزی در این زمینه برای همهزنان ایرانی و کورد است است. اگر زنان در برابر فاشیسمترین گروهها همچون داعش جنگ موجودیت و آزادی را انجام دادند بایستی به این واقعیت مهم توجه داشته باشیم که در ورای این جنگ آزادی کدام ایدئولوژی پنهان است؟ زنان کورد تنها با سلاح خود نیروی تاریک و فاشیسم را نابود نساختند، مهمتر ایدئولوژی رهائی زنان توانستند کمر نیروهای رادیکال که دشمن انسانیتاند را به زمین بزنند. نیروی ذاتی و سازماندهی شدهی زنان ایرانی می تواند ایران را رو به نظام ملت – دمکراتیک که سزاوار تمامی ملتهای ایران است، سوق دهد.

مطالب مرتبط