بهای مسئلە اتمی را چه كسی خواهد پرداخت؟
بهای مسئلە اتمی را چه كسی خواهد پرداخت؟

بهای مسئلە اتمی را چه كسی خواهد پرداخت؟

آريو برزن –

موضوع برنامە هستهای ایران بحثی است که روزانه در کلیهي محافل منطقهای و فرامنطقهای مورد گفت وگو قرار میگیرد. حتی در تمامی سطوح جامعه هم به همین صورت است و شاید بتوان گفت به بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره درآمده است. دور قبلی گفتگوها كه در آنکارا و دور تازهي این نشستها که در بغداد برگزار گردید نتیجه آنچنانی در برنداشت و تنها اشاره به ایجاد زمینه برای آینده و برگزاري نشست آتی در مسکو شد. در ورای این مساله و این گفتگوها چه چیزی نهفته است و این مذاکرات به چه قیمتی به نتیجه خواهد رسید موضوعی است که میخواهم بدان بپردازم. اكنون اين پرسش مطرح ميشود كه در پس این نشستهای پیدرپی آیا امکان رسیدن به یک چارەابی امکانپذیر خواهد بود يا نه؟ با نگاهی به جامعهي ایران میتوان تاثیرات اتمیشدن را در چهرهي تمامی مردم مشاهده نمود. موضوعی که حتی در مدارس ابتدایی هم مورد بحث قرار میگیرد.

وقتی که از ورای مساله و با دیدی جداگانه به موضوع مینگریم ، آنچه که خودنمایی میکند جنگی بسیار وسیعتر و همهجانبه است که بر سر هژمونی و گسترش آن برقرار است. بحرانهای مالی جهانی که همچون ویروسی در کلیهي کشورهای اروپایی انتشار یافته و همهي اعضای اتحادیه اروپا و آمریکا را به تکاپو واداشته، نشان از معضل بزرگی دارد که سیستم سرمایهداری جهانی با آن روبهروست. تمامی تلاش در راستای دستیابی به راهحلی است که بتواند بر عمر سیستم بیافراید و این امر تنها در سایهي گسترش و توسعهي سيريناپذيرشان ممکن خواهد بود. حملات امریکا به منطقه که از مدتها قبل آغاز شده و در حال حاضر در چالش با مسالهي سوریه و ایران به بنبست رسیده است در ادامهي همین اصل گسترش به انجام می رسد. تلاش هر دو نیرو برای حیات برگرفته از یک روند دیالکتیک است كه آیا سیستم جهانی خواهد توانست که با ضمیمه گردانیدن این بخش از جهان سیر نابودی خود را به تاخیر بیاندازد؟ طبیعتا ایران هم در تلاش است تا بتواند با توسعه و جلوگیری از نابودی به اصطلاح خط مقاومت(خط شیعه) زمینهي لازم برای بقای خود فراهم آورد و هژمونیاش را در منطقه ثابت نماید. برای همین هم دستیابی به یک موقعیت اتمی در سطح جهان در واقع ایجاد حاشیهي امنیتی خواهد بود که تا حد زیادی از نابودیاش جلوگیری خواهد کرد. در حال حاضر هم که کلیهي مسائل تحتالشعاع این موضوع قرار گرفته است. خصوصا شرایط مردم و وضع اقتصادی آنها، مسالهي حقوق بشر، وضعيت اقلیتهای اتنيكي، مذهبي و دینی و… . یعنی همه چیز قربانی جنگ قدرتجويي شده و تا آنجا که شاهد آن هستیم در این مدت سپریشده در داخل ایران فشارهای رژیم بُعد تازهای یافته است. خصوصا در مسالهي زیر پا گذاشتن حقوق اتنيسيتهها و ملتهاي ايران و شروع موج تازهي اعدامها که به صورت دستهجمعی به انجام میرسند، شرایط خفقان موجود در جوامع ايران را دوچندان مینماید وکلیهي منافذ و سوپاپها مسدود گشتهاند. اما سیستم جهانی که داعیهي گسترش دموکراسی در خاورمیانه را داشته و هدف غائی خود را هم از مداخله در این بخش بسترسازي جهت همین موضوع معرفي ميكند، اما در قبال این همه زیر پا گذاشتن حقوق ملتهای ایران و هرچه نادموکراتیکتر شدن فضای ایران جامعهي جهانی تنها به صدور قطعنامهها و ارائه گزارشات در این مورد میپردازد وکشورهای اروپایی هم در پی گسترش تحریمها و از این راه گرفتن امتیاز بیشتر از ایران هستند. در میان این تقابل نیروهای منطقهای و جهانی آنچه که قربانی خواهد شد جوامع ايران هستند. در واقع بايستي به اين مسئله پي بريم كه دست برداشتن از موضوع اتمی به چه قیمتی ممکن خواهد بود؟

هیچ کدام از نیروهای متخاصم، ارزشی برای جامعه قائل نیستند و حتی میتوان به این نکته اشاره كرد که بخشی از تلاش آمریکا در راستای ترغیب ملتهای ایران به قیام با استفاده از ايجاد فقر است. اما این موضوع را هم نباید از یاد برد که قبلا این مردم به وسیلهي لیبرالیسم اسلامی مستحیل گشته و دستهای امدادطلبانهاش همواره به خارج دراز شدهاند. سیاستهای جهانی در این برهه تنها به آشفتگی بیش از حد و ایجاد رقابت شدیدتر دامن خواهد زد که این رقابت در میان افراد جامعه، بدون مد نظر قرار دادن هرگونه معیاری اخلاقی خواهد بود. آیا دست کشیدن ایران از مسالهي اتمی برابر است با چراغ سبز قدرتهای جهانی برای ادامهي تعدی و زورگویی بر جوامع ایران و در زیر میز مذاکرات اتمی قراردادهایی دیگر ردوبدل می‌شوند؟ روند کنونی جریانات بیانگر این واقعیت است که شاید در بین دو نیرو آشتی و صلحی نمادین برقرار گردد ولی پنهانی جنگ با نیروهایی که خواهان دموکراسی هستند توسط هر دوی آنها ادامه مییابد. آنکه در این میان بایستی هوشیارتر از هر زمانی به چند و چون معاملات بنگرند جوامع ايران هستند. خصوصا نیروهایی که در روند دمکراتیزاسیون آمریکایی خاورمیانه جایگاهي برای آنها تعیین نشده است، يعني جوامعي که هم اکنون بیشتر از سردمداران جمهوری اسلامی ایران به این مذاکرات چشم دوختهاند و منتظر نتایج این گفتگوها هستند. سیاستهای ملیگرایانه در ایران به شیوهای بسیار سیستماتیک قدرت و قدرتگرایی را در بطن تکتک آحاد جامعه نهادینه کرده و بهصورتی درآورده که موضوع اتمی تنها یک مسالهي مربوط به دولت نباشد و آلودگی اتمی در چهره بيشتر ایرانیان نمایان باشد. درواقع بهرغم اینکه همواره ایران بر سیاستهایی در رابطه با امت اسلامی تاکید مینماید و در زیر این لفافه، ملیگرایی را وسیعتر از هر کشور دیگری به اجرا درمیآورد و به این صورت صدای مخالفتها را ته حد ممکن کاهش داده است، توانسته تا حد زیادی آسودهخاطر باشد و بتواند به راحتی در بین نیروهای مخالف شکاف ایجاد نماید.

همچنین بایستی به هرگونه تغییر در خط شیعه هم توجه کرد زیرا احتمال هرگونه تعویض در این بخش و جایگزینی نیروهای حاضر امکانپذیر است. هرگونه معامله بر سر سوریه را هم نباید دور از انتظار دانست. در این شرایط نباید ترکیه را به عنوان پادوی سیاستهای آمریکا در منطقه از یاد برد و تعاملات بین ایران و ترکیه که میخواهد نقش کاتالیزور را جهت سیاستهای آمریکا در منطقه ایفا نماید فراموش كرد. بایستی خاطر نشان کنیم که در حال حاضر هم مسالهي تشکیل دولت کوردی در جنوب کوردستان که در جهت ارتقای ملیگرایی به انجام می رسد، میتواند در حاشیهي مذاکرات اتمی مورد گفتوگو قرار گیرد.کوردستانی کوچک به مانند ارمنستان برای طرفین درگیر در مسالهي کورد آرزویی دیرینه است که میتواند ایران را هم به بذل و بخشش در این رابطه وادارد. البته شایان ذکراست که در حال حاضر هم آیندهي خط ملیگرایی بسیار واضح است و این مساله در به نتیجه نرسیدن مداخلات درکشورهای عربی به وضوح دیده می‌شود؛ لذا تنها آلترناتیو که حامل چارەابی موضوع میباشد و در سایهي آن تمامی ملتهای خاورمیانه میتوانند در مناسباتی دوستانه به همزیستی بپردازند، خط آپوئیستی میباشد که به عنوان خط سوم دارای استاتوی مشخص است. در تنگنا قرار دادن حرکت آپوئیستی بدون شک از اهداف مشترک همهي آنهاست تا از این راه سیاستهای استعماری خود را هرچه بیشتر پیاده نمایند. چند و چون مناسبات دیپلماتیک بین ایران و ترکیه و خصوصا تلاشهایش برای حل منازعە اتمی بدون چشمداشت نخواهد بود. ریشهدار بودن فرهنگهای منفي ديگريپرستانه و دشمن دشمنم دوست من است، اجازهي بهکارگیری و تاثیرگذاری روشهای استعماری چند سدهي قبل را به وجود آورده است. گذار از اين امر مهمترين و اساسيترين گام براي رهايش از اين دام است.

مطالب مرتبط