بیانیه‌ی ریاست مشترک کودار در خصوص سفر حسن روحانی به شرق کوردستان

بیانیه‌ی ریاست مشترک کودار در خصوص سفر حسن روحانی به شرق کوردستان

با استقرار جمهوری اسلامی در ایران، هجمه‌ای فکری عملی با هدف تحمیل اقتدار و سلطه‌ بر ایران و به ویژه خلق‌های ایرانی آغاز گشت. رژیم جمهوری اسلامی ایران با تضعیف و از میان‌بردن نیروهای اجتماعی مخالف خود ، سیاست هموژن­ نمودن جامعه و نهادینه‌ کردن دیکتاتوری خود را به اجرا گذاشت. یک بار دیگر ذهنیت فاشیسم حکومت پهلوی، با نقاب مذهبیِ جمهوری اسلامی ایران پدید می‌آید. هدف سردمداران رژیم از میان‌بردن بافت هویتی و حقیقت اجتماعی تمامی خلق­های ایران بود و در این راستا باورداشت‌ها و اهداف ایدئولوژیک و سیاسی خود را از رهگذر اقتدار دولتی و به‌ویژه با استفاده از نهادینه‌کردن مکانیزم آموزشی و پرورشی و تحمیل‌ آن بر خلق­های ایران اعمال نمودند. بدین شیوه ذهنیت ملتِ فرادست ـ فارس‌ایرانی ـ و همزمان القای ذهنیت مذهبی حکومتی، به دو ابزار نسل­کشی و انحلال فرهنگی و هویتی همه­ی ملت‌های درون جغرافیای ایران بدل گشت. در مقاطع مختلف روسای جمهور این رژیم با تکرار گفته­هایی مشابه سلف پیشین و دادن وعده­های فریبکارانه و دروغین، از سویی خواستار جلوه‌دادن این موضوع‌‌اند که این خود خلق­ها هستند که سرمنشآ اصلی مشکلات‌اند نه دولت و سیاست‌های آن، و از سویی دیگر می­خواهند این مقوله را به  فریبکارانه‌ترین شیوه موجه‌ نمایند که سردمداران رژیم به تمامی واقف بر تمام امور بوده، خوانشی صحیحی از عمق مشکلات دارند و نیز به طور قطع و یقیین کلید چاره­یابی معضلات خلق­ها خود آنان هستند.

این اواخر رئیس جمهور دهم رژیم جمهوری اسلامی ایران هم تحت عنوان سفرهای استانی در شرق کوردستان حضور یافته و در شهرهای ارومیه و مهاباد سخنانی را بر زبان‌ راندند که حاوی نکات مهمی‌ بوده که شایان ارزیابی و تحلیل است:

آ) فراخوان­ها و  ابراز امیدواری­های حسن روحانی برای خودِ سردمداران رژیم در این شهرها، گویا زمان به اتمام رسیدن سیاست­های تبعیض­گرانه و رفتارهای مغرضانه در مخالفت و تضاد با خلق کورد و آذری و دیگر خلق­های ایران، فرا رسیده است. این موضوع از سویی اعترافی غیر مستقیم به وجود سال‌ها سیاست‌گذاری‌های تبعیض­گرانه و نسل‌کشی فرهنگی‌ست که تاکنون از طرف این رژیم انکار می­شد؛ و از سویی دیگر شایان توجه است که حسن روحانی هم در تعریف معضلات و هم ارائه‌ی مثلا راهکارهای چاره­یابی برای رفع مشکلات، هیچ مغایرتی با رئیس­جمهورهای پیشین  ندارد. حال این پرسش به میان می­آید در صورتی که هم تعاریف و هم راهکارهای حل مشکلات عاری از هر گونه تازگی­ و کارکرد عملی می‌باشد، انگشت اشاره‌ی انتقادهای آقای روحانی به سوی که است و چه کسی را به صحنه فرا می­خواند؟ آیا در لفافه­ی این نقدها، حسن روحانی چالش‌های داخلی ایران را بازتاب می­دهد یا یک بار دیگر سعی بر فریب خلق کورد و دیگر خلق­های ایران دارد؟

ب) خاورمیانه و نیز جغرافیای کنونی ایران، تاریخ هزاران ساله‌ی حیات مشترک خلق­ها و خاستگاه هم‌زیستی آنان است. موجودیت فرهنگ خلق­های ساکن این نواحی، و هویت اجتماعی آنان، غنای فرهنگی و اجتماعی بی­نظیری را در این جغرافیا به وجود آورده است . پیدایش سلطه­گران و به ویژه بنا نهادن دولت-ملت­ها در خاورمیانه و به ویژه در ایران، عامل بنیادین و منشا اصلی مسائل و مشکلات میان خلق­ها و فرقه­های مختلف آیینی‌ست. سیاست رایجِ « تفرقه بیاندار و حکومت کن» هرچند منصوب به انگلیسی­هاست، اما آفرینندگان این سیاست، سلطه­گران کهن ایرانی بوده­اند. ذهنیت و ساختار قدرت دوهزار ساله‌ی ایرانی تاکنون در پروسه­ای تاریخی سعی کرده است که با از میان برداشتن همبستگی میان خلق­ها، بذر نفاق و فتنه را در میان آنان بکارد و بدین شیوه اقتدار خود را نهادینه نماید. تنها زمانی که خلق­ها با هویت ذاتی و حقیقت اجتماعی خود زندگی نمایند و در پیوندی فرهنگی با هم ارتباط برقرار سازند، به هویتی جامع‌تر می­رسند. اولویت­بندی هویتی نه از سوی اقتدار بلکه از سوی خود خلق­ها و با مشارکت داوطلبانه‌ی آنها امکان‌پذیر است. جمهوری اسلامی ایران، همان گونه که در گفته­های حسن روحانی هم به آن اشاره گشته شده است، همیشه سعی بر آن داشته که خلق­های ایران بر اساس ذهنیت عقیدتی-سیاسی و اهداف سیاسی رژیم، هویتی کلی را قبول نمایند؛ و در غیر این صورت تمامی مکانیزم­های ذوب فرهنگی، اعمال فشار، برنامه‌ی جنگ ویژه، سیاست گرسنه نگاه‌داشتن و بیکاری، زندان و شکنجه و … ، از طرف رژیم برای انکار و امحاء هویت ذاتی خلق­ها بکار گرفته می­شود .

پ) یکی دیگر از مشکلات بنیادینی که حسن روحانی در سخنانش از آن بحث به میان آورده­است، مسئله آموزش به زبان مادری است. بدون شک در این مورد، هم خلق کورد و دیگر خلق­های ایران در برابر این خوانش و نحوه‌ی برخورد با این موضوع از سوی رژیم دچار مشکلات عدیده‌ای می‌گردند. نظام آموزشی در ایران به دو شیوه­ی ذهنیتی و زبانی، سیاست انحلال فرهنگی و آسمیلاسیونی عمیق را در میان خلق­های ایران به راه انداخته است. از حیث ذهنیتی ، رژیم در پی آنست که جامعه و به ویژه کودکان و جوانان بر اساس اهداف ایدئولوژیکی نظام برای خدمت به رژیم آماده گردند که با اعمال این سیاست دیگر تاب و توان مخالفت در برابر نظام در وجودشان شکسته شود. بنابراین نظام آموزشی ایران تماما در راستای در هم شکستن اراده­ی جامعه و به زانو درآوردن اراده‌مندی آن گام برمی­دارد. این نوع از استحاله‌ی فرهنگی و اجتماعی، سهمناک­ترین راهکاری است که در برابر جامعه­ به کار برده می­شود. تا زمانی که جامعه­ در معرض این تهدید حاکمیت باشد، زبانی که در مراکز آموزشی به کار گرفته می­شوند فارسی، کوردی و یا هر زبانی دیگر، نمی­تواند جامعه را از زیر تیغه­های سیاست آسمیلاسیون بیرون کشد. حسن روحانی دم از اتخاذ تصمیماتی می­زند که گویا بر طبق آنها تاسیس چند مرکز آموزش برای یادگیری زبان کوردی و زبان­های دیگر در دست اقدام قرار خواهند گرفت و ماده­های 15 و 19 قانون اساسی که تاکنون عملی نشده است، اجرایی گردد. قابل ذکر است که در اکثر شهرهای شرق کوردستان ، سال‌هاست که خلق کورد با اقدام و امکانات خود شمار زیادی مراکز یادگیری زبان کوردی را تاسیس نموده‌اند  و نیز شایان افتخار است که خلق کورد برای این منظور در انتظار تصمیمات و مصوبات حکومتی ننشسته و نخواهد نشست. نکته­ی حائز اهمیت در این مورد این است که مواد 15 و 19 در قانون اساسی، به هیچ وجه کفاف نجات از بحران آسمیلاسیون زبانی و فرهنگی را نخواهد نمود. جای تعجب است که هر کدام از روسای جمهور ایران در هر مقطع از دوران ریاست‌جمهوری‌شان، از عملی‌نمودن برخی از ماده­های قانون اساسی سخن می­گویند که تاکنون صورتی عملی به خود نگرفته است و هر بار اجرایی شدن یکی از این مواد را چون مژدگانی به مردم ایران اعلام می­دارند. اما بسیار اندک و انگشت شمار رئیس جمهوری پیدا می­شود که قانون اعدام و از میان بردن مخالفین تحت نام محارب را انجام ندهد و یا قانون منع شکنجه زندانیان را پایمال نکند.

ت) باز هم طبق تعاریف سردمداران رژیم ایران، معضل خلق کورد و دیگر خلق­های ایران، مشکلات اقتصادی اعلام می­گردد. به گونه­ای که گویا تاکنون به دلیل عدم وجود امنیت در مناطق کوردنشین چاره‌یابی نگردیده‌است. حسن روحانی در گفته­هایش از این موضوع بحث می­نماید که گویا رژیم جمهوری اسلامی ایران، کشاورزی و دامداری را شایسته­ی خلق کورد نمی­داند و صنعت پتروشیمی را برای کوردها به ارمغان آورده است. چنان­ که از این پس بایستی خلق کورد کشاورزی را رها نموده و به صنایع روی آورد؛ اما با نگرش ایشان گویا به سبب آنکه فهم از این ارمغان در مناطق کوردنشین بسیار دشوار بوده، می‌بایست افراد متخصص فرادست آن را عملی نموده و گویا خلق کورد باید بدین مهم مفتخر باشد که متخصصین خارجی به شهرهایشان سر­می­زنند!  واضح و مبرهن است که معضل اقتصادی در کوردستان  فرجام سیاست­های انکار و نسل­کشی رژیم علیه خلق کورد است. رژیم ایران همواره بر این بوده است که این قانون فولادین را بر سر خلق کورد اعمال نماید که: «یا تسلیم خواهید شد، یا گرسنه خواهید­ماند». گفته­های روحانی در زمینه‌ی کشاورزی و دامداری و عقب­مانده جلوه‌دادن این ارزش فرهنگی و اقتصادی، اعتراف صریح دیگریست که پرده از سیاست خالی از سکنه کردن روستاها در کوردستان برمی­دارد . این در حالی‌ست که اگر خلق کورد با وجود همه­ی برنامه­های رژیم جمهوری اسلامی ایران در نسل­کشی فرهنگی این خلق، توانسته­است فرهنگ کهن خود را پاس بدارد و در برابر سیاست­های حکومت ایران قد خم نکند و تسلیم نشوند، از درک میهن­دوستی­ای نشات می­گیرد که از فرهنگ روستایی، عشق به خاک و کشاورزی و زندگی طبیعی تا به امروز موجودیت یافته است. در میان خلق کورد هیچگاه از این فرهنگ چون فرهنگی واپسمانده یاد نشده و نخواهد شد. در کنار این فرهنگ غنی نیز جوانان کورد همیشه در تلاش بوده­اند که جوانب علمی و صنعتی را نیز خود بیافرینند. با وجود تمامی دروغ­ها و فریب­کاری­های مسئولین دولت در رابطه با فقدان متخصص در کوردستان، می­توان با قاطعیت عنوان داشت که در هر یک از نواحی و شهرهای شرق کوردستان، صدها و هزاران فرد متخصص در زمینه­های گوناگون علمی و صنعتی وجود دارند که به­دلیل سیاست­های گرسنه‌نگاه‌داشتن خلق کورد، در بیکاری به سر می­برند. در اینجا به خوبی روشن می­گردد که اهداف اساسی جمهوری اسلامی ایران از بکارگیری افراد متخصص دولتی در مناطق و شهرهای کوردنشین چیزی جز تغییر دموگرافی نواحی کوردستان نیست.

این نکات و ده­ها نکته­ی دیگر که می­توان به صورت گسترده به آنها اشاره کرد ، به وضوح نشان می­دهد که هدف از سفر حسن روحانی نه چاره­یابی معضل و مسئله‌‌ی کورد و مورد بحث قرار دادن راستین مشکلات و معضلات بوده، بلکه با هدف لاپوشانی این معضلات و حتی عمیق­تر کردن بحران­های موجود است. چنان می­نمایاند که کوشش انقلابی و آزادی­خواهانه­ی خلق کورد در همه­ی بخش­های کوردستان بی‌گمان مایه­ی ترس و نگرانی جمهوری اسلامی ایران و زمامداران این رژیم گشته­است. هدف از موضوعیت دادن این مسائل و بروز اینگونه گفتمان‌ها و برنامه­ریزی­ها در این مقطع این است که در برابر گسترش و رشد اقدامات و تلا­ش­های آزادی­خواهانه­ی خلق کورد و دیگر خلق­های ایران مشکل­آفرینی نمایند. بدون شک خلق کورد و حرکت آزادی­خواهی خلق‌مان با تمام توان در راه به وقوع پیوستن مطالبات ارزشمند و به‌حق خویش پایداری نموده و تا چاره­یابی حقیقی مشکلات با خوانش راستین خود خلقمان تحقق نیابد، مبارزه‌ی خود را بیش از پیش گسترش می­دهد.

سلام واحترامات انقلابی

۱۳۹۵/۳/۱۸

ledowan 1

ریاست مشترک شورای رهبری «کودار»

مطالب مرتبط