دست زور و ستم نظام ایران در گلوی جامعه است تا فریاد آزادی برنیاورد
دست زور و ستم نظام ایران در گلوی جامعه است تا فریاد آزادی برنیاورد

دست زور و ستم نظام ایران در گلوی جامعه است تا فریاد آزادی برنیاورد

تحلیل سیاسی پژاک

 

خلق کورد در هر چهاربخش کوردستان امروز با تعیین‌کننده‌ترین و حیاتی‌ترین امتحان روبرو است. در برهه کنونی، هم قدرت‌های منطقه‌ای و هم بین‌المللی در اولویت راهبردهایشان، تشدید جنگ، تغییر دموگرافی و پاکسازی هویتی کورد را در دست اجرادارند. ترکیه نیز برای اجرایی‌کردن قاطعانه همین راهبرد بین‌المللی موظف گردانده شده که در این میان، حزب دموکرات با مرکزیت هولیر صرفا ابزاری موقتی در دستان ترکیه است. بازی قدرت‌های جهانی در جنگ و سیاست و اقتصاد، کماکان بکارگرفتن کارت کورد در جنگ‌افروزی و پاکسازی هویتی است.

جنگ در کردستان و اوکراین یک واقعیت عینی درخصوص رخداد جنگ جهانی سوم با کاراکتری متفاوت از جنگ‌های اول و دوم جهانی می‌باشد. همه دولت‌های منطقه جنگ‌شان را در کردستان و عراق پیشبردمی‌دهند و در همین عراق است که سیاست‌های حزب دموکرات کردستان عراق همه دستاوردهای جنوب کردستان و خلق کورد را بدتر از دوره رفراندم به خطر انداخته. سال ۲۰۲۲ از منظر زدن مهر آزادی بر آینده و تعیین‌سرنوشت، برای خلق‌کورد حکم یک فینال بزرگ را دارد که اگر این فرصت از دست برود، تکرار آن در آتیه تضمین‌شده نیست. کلید موفقیت گذار خلقمان از این مرحله شدیدا خطرناک اما حاوی فرصت‌های طلایی اتحاد در برابر دشمنان و خیانتکاران است و دروازه محکم آن منطقه‌ زاپ و مناطق دفاعی مدیا می‌باشد. دیروز کوبانی مرکزثقل رخدادهای کوردستان بود، امروز منطقه زاپ. توجه دشمنی خونخوار چون ترکیه نسبت‌به زاپ و جنبش آپویی، نشانه هراس آنها از پی‌بردن خلق کورد به اهمیت زاپ و کوبانی‌ها همچو دروازه رهایی از نسل‌کشی و حفظ کورد و کوردستان است. این موقعیت، طلایی‌ترین موقعیت خلق کورد در یک قرن مملو از جنگ و نسل‌کشی تلقی می‌گردد. جنبش آپویی می‌کوشد در راستای ارتقای هرچهاربخش کوردستان در جنگ انقلابی خلق برای حفظ موجودیت و کسب قطعی آزادی کامل، فراتر از توان خارق‌العاده خود مبارزه و جانفشانی ‌کند. قرارگرفتن این خط‌مشی شگفتی‌ساز سده حاضر، موجبات خشم دشمنان و خیانتکاران را فراهم آورده. سال جاری از حیث جنگ و خیانت آنقدر خطیر است که ممکن است دشمن برخی احزاب ضعیف را در دایره جنگ نسل‌کشی علیه خلق‌کورد سوق دهد که نمونه بارز آن، حزب دموکرات کردستان عراق است. در روزهای اخیر که خلقمان در هر چهاربخش کوردستان مورد هجوم بی‌رحمانه قرارمی‌گیرد، همه خلق آشکارا در برابر آن خط دشمن و خیانتکار قرارگرفته و جهانیان به‌عینه مخاطرات آن را گوش‌زد می‌کنند. دشمنی چون ترکیه و ایران و خیانتکارانی چون سردمداران حزب دموکرات کردستان عراق توطئه برای پاکسازی را به مرحله نهایی و تعیین نتایج غایی آن رسانده‌اند. آنچه برای خلقمان حکم سم کشنده را دارد، گرفتارشدن در دایره غفلت از موقعیت تاریخی جاری است. وظیفه اساسی فردفرد خلقمان پی‌بردن به زنجیره توطئه‌های دشمن و خنثی‌سازی آن است که دشمن از آن قویا هراس دارد. در مرحله‌ای که به پایان لوزان و لوزان‌ها نزدیک می‌شویم، سیاست‌ورزی و مبارزه در هرچهاربخش کوردستان روزانه شده و به هوشیاری و بیداری نیاز دارد که دولت‌های حاکم بر آنها مشغول ممانعت از بیداری و قیام خلق هستند. عدم‌بیداری فردفرد کوردها و مبدل‌نشدن به کورد آزاد، باب تبع دشمن خواهدبود. خوشبختانه سطح بیداری خلقمان رشد کرده ولی باید دانست که کافی نیست. همبستگی خلق و گریلا اساسا صورتی خوشحال‌کننده از این بیداری است و باید بصورت گسترده‌تر ارتقایابد.

جنبش آپویی در برهه‌ای قرار دارد که با فدایی‌گری و فداکاری‌های بی‌شائبه و تحمل همه سختی‌های جنگ که دشمن آن را برای تکمیل‌کردن روند نسل‌کشی برافروخته، سعی می‌کند اتحاد خلق کورد در هرچهاربخش کوردستان را به حد پایدار برساند و این امر نتایج مفید سیاسی و حیاتی برای حفظ موجودیت کورد و کوردستان دربرداشته باشد. این روند از سوی برخی نیروهای واپس‌گرا چون حزب دموکرات کردستان با مرکزیت هولیر، رویاروی یک زنجیره فشارها و جنگ‌افروزی‌های خطرناک گشته است که اساسا اعلام استراتژی برهم‌زدن صفوف متحد خلق کورد با هدف تحمیل سناریوی قدرت مطلق خاندانی بارزانی است. جریان ملی‌گرای سرسپرده خاندانی درصدد قربانی‌کردن تمامی دستاوردهای خلق کورد جهت تطمیع همه مطامع دشمن خاصه ترکیه است. این سیاست‌ خوش‌خدمتی به آنکارا کیان خلق‌کورد بویژه در اقلیم کوردستان را با خطر جدی و بی‌سابقه روبرو ساخته و اولین اهداف نظامی آنها، مناطق گریلایی، شنگال و روژاوا می‌باشد. هیچ دولت حاکم بر کوردستان و قدرت جهانی از چارچوب توطئه علیه گریلا، شنگال و روژاوا خارج نیست. بمباران کوهستان‌های منطقه آسوس هم پیام دشمن برای مورد هدف‌بودن پژاک است. بارزانی و ترکیه راه کسب قدرت بی‌رقیب را در تصاحب سرمایه و پیشبرد نظام سرمایه‌داری جنون‌آمیز می‌دانند. در راستای این مظاهر جنگ‌افروز نیز پروژه‌های بین‌المللی استخراج و صادرات گاز را به ابزاری برای گسترش جنگ علیه جنبش آپویی و خلق ‌کورد مبدل کرده‌اند. آشکارا از این رویه خطرناک و شرمسارانه هم ابایی ندارند.

اساسا ایران از دورنشسته و نظاره‌گر جنگ میان کوردها و ترکیه است چیزی که سالها آرزوی آن را داشت. ایران مدام کوشیده ترکیه درگیر جنگ با جنبش آپویی و خلق‌کورد باشد تا خود آسوده بوده و از آن بهره‌کشی سیاسی ـ امنیتی کند. از این حیث ترکیه و حزب دموکرات بزرگترین خدمت را به حاکمیت‌های ایران، سوریه و عراق می‌کنند.

مسلما وضعیت داخلی ایران چنان است که حاکمیت یک پایش از لبه به درون پرتگاه خزیده و بعید نیست که جنگ نهایی میان غرب و تهران بالاخره به نقطه اوج و نهایی برسد. این خطر نیز پس از وقوع جنگ اوکراین و تشدید حملات ترکیه به کردستان همگان را تهدید می‌نماید. با سیاست‌ها و استراتژی‌های خطرناک و مطامع قدرت‌محور کنونی طرف‌های ایران و غرب، از وقوع جنگ و یا فروپاشی بزرگ گریزی نیست. مسئله احیای برجام هم سیاست مشغول‌سازی دوطرف از سر ناچاری و تقلا برای ایجاد یک سازش احتمالی است. چه‌بسا خیزش رشدیافته معلمان و کارگران با حمایت خلقی در روز جهانی کارگر نشانه‌ای امیدوارکننده برای خیزش‌های تعیین‌کننده در آتیه نزدیک است. رژیم نمی‌تواند نسبت به مطالبات خلق‌های کورد، آذری، بلوچ، عربِ گیلک ـ مازنی و سایرین بی‌توجه باشد و به رویه دیکتاتوری خود ادامه‌دهد. کشتار کولبران، سوخبران، کارگران، زنان و سرکوب معلمان و فعالان یک بازه زمانی محدود دارد که به محض اوج‌گیری و پایان، ایران را متحول خواهدساخت و تهران توان جلوگیری از آن را ندارد.

افزایش نجومی قیمت منابع غذایی حیاتی در ایران از جمله آرد و نان صبر مردم را به مرز انفجار علیه نظام دیکتاتوری رسانده و درواقع دست زور و ستم نظام ایران در گلوی جامعه است تا فریاد آزادی برنیاورد و قیام تعیین‌تکلیف نهایی رخ‌ندهد. همه شرایط برای یک قیام سراسری برای یکسره‌کردن سرنوشت ایران، مهیا می‌باشد. بهانه رژیم مبنی بر ایجاد امنیت اقتصادی، تنها یک عوامفریبی مزورانه است. این سیاست‌ها برقراری توتالیتاریسم مطلق در برابر روند فروپاشی نظام به دست جامعه مدنی معترض است. این وضعیت ایران نشانه‌های بدی برای سال جاری از حیث وخیم‌ترشدن معیشت خلق دارد. ایران و آمریکا نمی‌توانند از رویارویی و جنگ بزرگ رهایی یابند و در تعارض با این رویارویی محتمل، دوطرف به‌شدت به سازش موقت و چند ساله بخاطر گرفتارشدن در موجی از بحران‌ها، نیاز مفرط دارند. نه‌تنها در خود ایران بلکه در عراق، سوریه، یمن، فلسطین و لبنان نیز رویارویی متمایل به جنگ میان ایران و غرب روی‌داده و بلوک‌بندی‌هایی علیه ایران شکل گرفته که بی‌سابقه است. به اندازه‌ای که عراق، فلسطین و سوریه آبستن جنگ داخلی و بحران هستند، ایران نیز در آتش آن می‌سوزد. عراق حکم انبار باروت در حال انفجار برای ایران و خاورمیانه را دارد ولی متأسفانه قدرت‌های بازیگر در آن به سبب فساد ساختاری که عمیقا به بخشی از آن تبدیل شده‌اند، نسبت به هشدارها بی‌توجه هستند.

ترکیه سیاست خارجی خود را معتدل ساخته و به جانب همه کشورهای مخالف خود بازگشته و از ناتو گرفته تا اسراییل و اعراب و ایران و روسیه نمی‌خواهد روابطش با  همه را برهم بزند زیرا در وضعیت بسیار وخیمی گرفتار شده. بنابراین چالش بزرگ ترکیه مسئله کورد است که بر سر آن با آمریکا، عراق و سوریه تنش‌ها و تضادهایی دارد و علی‌رغم تمامی اقداماتش نمی‌تواند در خصوص کوردها با آن کشورها رفتارش را بطور کامل تغییر دهد. جنگ اوکراین و وجود کوردها در کنار رقابت‌ بر سر قدرت منطقه‌ای هرگونه سازش دولت‌ها با یکدیگر را متوقف و یا نامعلوم ساخته. برخلاف ظاهرسازی‌های آنکارا، اردوغان مجددا به جانب بلوک ضدایران متمایل گشته. از ائتلاف ضدایرانی در باکو و هولیر گرفته تا پروژه داپ ترکیه بر روی رود ارس و رود کوردا، همه جبهه‌ها پیکان جنگ را علیه ایران نشانه رفته‌اند و ایران به همین سبب است که نگران است.

مسئله اساسی اما این است که اردوغان و ترکیه با سدسازی‌ها بر روی حوزه ارس، شش نیروگاه ساخته و درحال احداث هشت نیروگاه هیدروالکتریکی دیگر است. پروژه داپ و گاپ اساسا پروژه جنگ ترکیه علیه منطقه است نه یک پروژه اقتصادی عادی. بنابراین آنکارا حتی با سدسازی‌ها به دنبال پاکسازی هویتی گسترده در شمال کوردستان است تا هم دموگرافی را تغییر دهد و هم با مسئله کورد با هر ابزاری حتی معیشت و آب برخورد نماید.

در موقعیت خصمانه و جنگی‌ای که کوردستان، ایران و خاورمیانه فراروی آن هستند، حفظ موجودیت هیچ خلقی تضمین‌شده نیست مگر با گسترش مبارزات آزادیخواهانه در راستای جنگ انقلابی خلق. مبارزات جنبش آپویی و خلق‌کورد در هرچهاربخش کوردستان امروز در سطح خاورمیانه‌ای و جهانی در اولویت بین‌الملل و منابع رسانه‌ای قرارگرفته که نشانه حیاتی‌بودن آن است. خواه‌ناخواه سرنوشت خاورمیانه را به کوردستان گره‌زده. بی‌شک ما همچو حزب حیات آزاد کوردستان(پژاک) هم برای هرگونه تغییر و تحولی آماده‌‌ایم و معتقدیم که جز ارتقای مبارزات آزادیخواهانه در ایران و شرق کوردستان، راهی باقی نمانده و مراحلی از آن نیز طی‌شده و هم‌اکنون ادامه دارد.

مطالب مرتبط