زاگرس مانی: چپ نو با خوانش نوین از تاریخ چپ، دکترین خط سوم را در برنامه‌ی راهبردی خود قرار داده است

زاگرس مانی: چپ نو با خوانش نوین از تاریخ چپ، دکترین خط سوم را در برنامه‌ی راهبردی خود قرار داده است

«خوانش‌ها ‌و دیدگاه‌ها ممکن است باهم متفاوت باشند و اصولا نباید همرنگ و یکدست شوند، ولی باید در عملکردها و دغدغه‌های احزاب چپ اتحاد و اجماع نظری وجود داشته باشد.» این بخشی از مصاحبه‌ی زاگرس مانی، از اعضای مدیریت رسانه‌ای حزب‌ حیات آزاد کوردستان(PJAK)  است. وی طی گفتگویی با شبکه‌ی تلویزیونی«freedom» در برنامه‌ی «خط سوم» شرکت نمود. در این برنامه وی در مورد فراخوان جامعه‌ی دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان‌(KODAR)  در راستای ایجاد جبهه‌ی دمکراتیک و چپ در ایران به گفتگو پرداخت.

وظیفه‌ی تاریخی ماست که هر چه سریع‌تر اتحاد چپ‌های ایران را در مقابل جریان‌های راست افراطی پیکر‌بندی نمایم

زاگرس مانی با اشاره به رواج‌ و اوج‌گیری راست افراطی و افراط‌گرایی مذهبی در سطح جهان و دو روی یک سکه خواندن این جریان‌‌ها گفت: «این جریان‌ها ریشه در راست افراطی دارند. اگر نهادها، احزاب و جنبش‌های چپ هم‌راستایی و همیابی‌های را که در دهه‌ی 50 و 60 میلادی در سطح جهان داشتند را باقدرت بیشتری بازتولید نکنند، جهان در چنگال راست افراطی گرفتار خواهد شد. این به معنای آغاز دوره‌ی سکوت، ضایع شدن حقوق کارگران، به انحراف کشیدن جوانان، کالاوارگی بیشتر زنان و درنهایت گسترش جنایات بیشتر در سطح جهان است. وی با بیان اینکه ما به‌عنوان کورد و ملیتی که در جغرافیایی ایران زندگی می‌کنیم باید در مقابل راست افراطی ایستادگی کنیم.» او گفت: «در وضعیت کنونی وظیفه‌ی تاریخی ماست که هر چه سریع‌تر اتحاد چپ‌های ایران را در مقابل جریان‌های راست تشکیل و پیکربندی بنمایم. اتحادی باهدف و خواست مشترک که در برابر راست‌ افراطی موجود در ایران، مقاومت و مقابله بنماید.»«

ما صرفاً ‌خواهان بازتعریف و بازتولیدی از گذشته نیستیم بلکه می‌خواهیم تکوینی بر تاریخ گذشته باشیم

 زاگرس مانی با تاکید برهمیابی و تقویت همگرایی میان احزاب چپ گفت: ما جزایر سوسیالیستی نیستیم که جدا از هم در گوشه‌ای از دنیا معنا پیدا کنیم بلکه با همیابی احزاب دیگر معنا پیدا خواهیم کرد. همین باعث می‌شود که به اتحادی دست بیابیم که ساختگی و فرمالیستی نباشد بلکه دارای دغدغه و هدف مشترک باشد و از حوزه‌ی تئوریک به عرصه‌ی عمل برسد. به همین خاطر یکی از بحث‌هایی که پژاک در حال انجام آن است، شکستن جزیره‌هایی بود که احزاب به‌صورت خودآگاه یا ناخودآگاه پدید آورده‌اند، نکته این است که ما خواهان بازتعریف و بازتولیدی از گذشته نیستیم، بلکه می‌خواهیم تکوینی بر تاریخ گذشته باشیم. وی همچنین افزود: شفاف‌سازی در ارائه‌ی خواست‌ها و اهداف ما موجب شد که احزاب به‌خصوص احزاب چپ با ما همسو شوند.

انقلاب روژآوا نقطه عطفی بر جنبش چپ در جهان است

زاگرس مانی با نقطه عطف خواندن انقلاب روژآوا در قرن بیست ویکم گفت:«انقلاب روژآوا به‌مانند شوروی، ویتنام و کوبا نقطه عطفی در جنبش‌های چپ در جهان است. تمام نیروهایی که دغدغه‌‌ِی دموکراتیک دارند اعم از کمونیست، سوسیالیست و فمنسیت باید تحولات انقلاب روژآوا را به‌دقت تعقیب  کنند». وی در ادامه گفت: «انقلاب روژآوا جنبش چپ را در خاورمیانه به‌عنوان قطبی جدید بازتولید کرد که بقیه‌ی چپ‌ها می‌توانند به آن بپیوندند و از آن با اقسام و اشکال گوناگون الگوبرداری کنند و حتی به پربار و توانمند شدن هرچه بیشترش کمک کنند.»

او بیان اینکه انقلاب روژآوا با خوانشی جدید از چپ، نقطه‌ی پایانی بر تمام بحث‌هایی بود که انحراف تاریخی در چپ محسوب می‌شوند. گفت: «بحث‌هایی که در زمان استالین به‌عنوان «سوسیالیست در یک کشور» تئوریزه و اشاعه پیدا نمود، در حقیقت آب در آسیاب سرمایه‌داری ریختن بود. انحرافی در سوسیالیسم که خواستار تقلیل‌دهی صرف انترناسیونالیسم در مرزهایی که ساخته و پرداخته سرمایه‌داری بود. با مرزبندی‌های فکری و فیزیکی به دنبال نابود کردن همگرایی میان چپ‌ها، کارگران و تمام قشرهای زحمتکش جهان بود.»

همچنین با اشاره به اینکه یکی از آسیب‌های چپ در دوران معاصر، مونتاژی بودن و تبعیت از شوروی یا کشورهای اشاعه‌گر چپ بود. گفت:« ما نمی‌توانیم دقیقا نسخه‌ی انقلاب روژآوا را برای ایران استفاده کنیم بلکه می‌توانیم از ماهیت وجودی آن استفاده کنیم یعنی از ساختارها، گفتمان و خوانش آن بهره بگیریم.»

چپ نو بر پایه‌ی استقلال و اتکا به نیروهای خلقی است

زاگرس مانی در بخش پایانی گفتگویش با بیان اینکه ما به‌عنوان چپ نو با خوانش جدیدی از چپ به‌عنوان خط سوم اتکای ساختاری و هستی‌شناسانه‌ای با نیروهای سرمایه‌داری منطقه‌ای و بین‌المللی نداریم و این به معنای استقلال داشتن و اتکا به نیروهای خلقی است. او گفت: «ما این اتحاد را به‌نوعی در میان خلق‌های منطقه داریم، نمود بیرونی این امر را می‌توان در بحث کنفدرالیسم دموکراتیک در شمال سوریه میان خلق کورد و عرب و در ترکیه نیز جنبش اتحاد دموکراتیک خلق‌ها با پیشاهنگی حزب کارگران کوردستان «PKK» میان خلق کورد و ترک مشاهده نماییم. درواقع چپ ترک که در کما بسر می‌برد، با این اتحاد وارد عمل شده و خودش رو بازیابی و بازسازی کرده است. چپ ترک با این اتحاد اقدام به مبارزه، مشارکت در انقلاب روژآوا و عملیات مسلحانه علیه حکومت فاشیستی ترکیه کرده است. این همگرایی باید در چپ ایران نیز اتفاق بیافتد و در راستای بازتولید و تکوین تصاویر انقلابی پیشین گام برداریم. تصاویری که سرمایه‌داری جهانی و منطقه‌ای به هر شکل و نحوه‌ای خواهان نابودی آن هستند.»

مطالب مرتبط