ضرورت تغيير درآخرين فرصت

ضرورت تغيير درآخرين فرصت


با به پايان رسيدن انتخابات دوره‌ي يازدهم رياست‌جمهوري در ايران و سير فراز و نشيب‌هاي آن، ارزيابي‌هاي مختلفي در خصوص اين انتخابات از سوي جريان‌‌‌ها و جناح‌‌هاي سياسي صورت گرفت. در واقع مي‌توان گفت كه بيشتر از تحليلات سياسي و واكاوي ابعاد انتخابات، براي بعضي از احزاب و جريان‌ها نتايج آن مهم‌تر از هر موضوعي مورد بحث قرار مي‌گرفت اما در اين ميان حزب حيات آزاد كوردستان داراي موضع و حتي سياستي متفاوت از تمامي جريان‌ها و احزاب بود. به ويژه نامه‌ي سرگشاده به خامنه‌اي و نيز بايكوت نمودن اين انتخابات از سوي پژاك، واكنش‌هاي مختلفي را در پي داشت. جهت روشن‌تر نمودن ابعاد اين موضع‌گيري و نيز ارزيابي در خصوص مسائل اخير گفتگويي را با رفيق «ريزان جاويد» از اعضاي كورديناسيون پژاك انجام داده‌ايم كه در زير مي‌خوانيد.

با به پايان رسيدن انتخابات در ايران و مشخص شدن نتيجه‌ي آن به طور كلي ارزيابي شما از روند اين انتخابات و ابعاد سياسي اجتماعي آن چيست؟ با توجه به وضعيت سياسي ايران تا پيش از انتخابات، مشاركت مردم در انتخابات را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

بخش عمده و اكثريت جامعه چه كساني كه در انتخابات دوره‌ي يازدهم مشاركت داشتند و حتي آن بخش از جامعه هم كه در اين انتخابات شركت نكردند، خواستار تغيير بوده و مطالباتشان را هم براين اساس ارائه دادند. طبعا در پروسه‌ي انتخابات، رفرم‌خواهان و آن كساني كه خواستار تغييرات سياسي در سيستم ايران بوده و به دنبال انعطاف سياسي در ساختار سياست هستند، به طور كامل حمايت خود از حسن روحاني را اعلام نمودند كه در نتيجه‌ي انتخابات نيز تأثيرگذار بود. از اين رو نظام جمهوري اسلامي ايران مي‌بايست اين پيام مردم ايران را به خوبي درك نموده و بداند كه اين انتخابات و نتيجه‌ي آن حاوي يك پيام مهم سياسي اجتماعي است كه ضروري مي‌نماياند سياستمداران نظام جمهوري اسلامي به محافظه‌كاري پايان دهند. خلق‌هاي ايران خواستار تغيير هستند و بايد تغييراتي را كه جامعه خواستار پديدآمدن آن هستند به وجود آورد. اين انتخابات و راي دادن مردم به عنوان يك فرصت طلايي براي جمهوري اسلامي‌ست. اگر دقت كنيم سيستم در اين دوره از انتخابات از مدت‌ها پيش تمامي توان تبليغي خود را جهت مشاركت فراگير مردم به كار گرفت. آن را يك حماسه‌ي سياسي عنوان نمود و به طور بسيار صريح و آشكاري نياز مبرم خود به مشاركت مردم در اين انتخابات را اعلام نمود. پاسخ جامعه به حكومت نيز به اين گونه بود كه ما در انتخابات شركت مي‌نمائيم و از نظام نيز خواستار تغيير و تحولات هستيم. اين به معناي دادن فرصتي نهايي براي جمهوري اسلامي است كه براي ايجاد تغيير و به جاي‌آوري مطالبات مردم وظايف خود را انجام دهد. در صورت عدم درك از مطالبات خلق‌ها و تداوم ناديده انگاشتن اين مطالبات، اين فرصت از دست رفته و بدون شك موضع خلق‌هاي ايران در قبال سياست‌هاي نظام جمهوري اسلامي، بسيار متفاوت‌تر بوده و به طور كامل وضعيت سياسي در ايران دچار تحول شده و دستخوش بحراني شديدتر خواهد گرديد.

همانگونه كه شما هم اشاره نموديد تغيير و تحول‌خواهي همچون پيامي از سوي خلق‌هاي ايران مشخص گرديد. شما هم كه به عنوان حزب حيات آزاد كوردستان اين انتخابات را تحريم نموديد. موضع شما و موضع خلق‌هاي ايران در اين انتخابات تا چه اندازه به هم نزديك بوده و آيا مي‌توان به هم‌گرايي در اتخاذ مواضع شما و خلق‌هاي ايران در اين زمينه اشاره نمود؟

همانگونه كه بحث نموديم جامعه خواستار تغيير و تحول است. ما نيز به عنوان پژاك در پروسه‌اي از ابتداي سال 1392 تاكنون، انتخابات در ايران را تحليل و ارزيابي نموديم. از سالروز تأسيس حزبمان پژاك تا آستانه‌ي انتخابات در بيانيه‌هاي مختلف موضع خود را مشخص نموديم و هم از جمهوري اسلامي و نيز از كانديداهاي رياست جمهوري خواستيم كه موضع خود در قبال چاره‌يابي و حل مسئله‌ي دموكراسي، مسئله‌ي خلق‌هاي ايران، آئين‌ها و حتي اقليت‌هاي ديني و اجتماعي در ايران را به صورت شفاف مشخص نمايند. اين امر در واقع پيام تغيير‌خواهي و تحول در ساختار نظام بود. بالطبع با توجه به پيگيري‌هايي كه ما در پروسه‌ي انتخابات انجام داديم و با توجه به برنامه‌‌ها و شعارهاي كانديداهاي انتخاباتي و مواضع تك تك كانديداها در مسئله‌ي چاره‌يابي دموكراتيك و نيز توجه به مطالبات خلق‌هاي ايران، كه به صورت بسيار دقيقي مورد ارزيابي وبررسي قرار گرفت. به صورت بسيار روشني اعلام نموديم كه حمايت خود را از كساني كه داراي پروژه‌اي در اين زمينه هستند، انجام خواهيم داد. به ويژه در مسئله‌ي دموكراسي و مسئله‌ي كورد در ايران حتي راهكارهايي را نيز ارائه داديم و تلاش نموديم كه اگر موضعي مثبت و برنامه و پروژه‌اي مشخص را در اين كانديداها ديديم و اگر برنامه‌ها و پروژهايي در زمينه‌ي دموكراسي و چاره‌يابي مسئله‌ي كورد را دارا باشند حتي حمايت خود را از وي اعلام مي‌داريم. اما ديديم نه اينكه هيچ موضع مشخصي اتخاذ نگرديد بلكه مواضعي هم كه از سوي كانديداهاي رياست جمهوري نسبت به اين مسئله اعلام شد در جهت مطالبات و خواسته‌هاي خلق كورد و ديگر خلق‌هاي ايران و پروسه‌ي دموكراسي‌خواهي در ايران نبود. بنابراين ما از خلق كورد خواستيم كه در اين انتخابات راي خود را به هيچ يك از كانديداهاي رياست جمهوري ندهند. چرا كه كانديداهاي رياست جمهوري در اين دوره نه با مواضعشان و نه با پروژه‌هايي كه ارائه مي‌دادند، فاقد برنامه‌اي بودند كه بتواند در راه چاره‌يابي مسئله‌ي كورد مؤثر واقع گردد. به همين دليل ما خواستار راي ندادن خلق كورد در انتخابات رياست جمهوري شديم. البته بايد اين نكته را نيز خاطر نشان كرد كه ما انتخابات رياست جمهوري را تحريم نموديم ولي با توجه به همزماني انتخابات شوراي شهر و روستا و نيز مطالبات و خواسته‌هاي خلق و نيز پيگيري‌هاي ما در اين خصوص، مناسب نديديم كه مردم در انتخابات شوراي شهر شركت نكنند و يا در اين خصوص راي ندهند.

اما نكته‌ي مهم در اين مورد اين است كه ما در پروسه‌اي كه انتخابات رياست جمهوري، و وضعيت سياسي ايران را تحليل و ارزيابي نموديم، مطالبات، خواسته‌ها و مواضع خود در خصوص تغيير رويه و برخورد جمهوري اسلامي در چاره‌يابي مسئله‌ي كورد و دموكراسي در ايران را به طوربسيار مشخص و شفاف اعلان نموديم و خواستار تغيير شديم. با مشخص شدن انتخابات، برحق بودن موضع ما و مطالبات و خواسته‌هاي ما را بيش از پيش معلوم گردانيد. در خصوص بايكوت نمودن انتخابات از سوي ما، تعابير و برداشت‌هاي مختلفي صورت گرفت. اما بايد به اين نكته اشاره نمود كه تحريم انتخابات رياست جمهوري و بايكوت نمودن آن از سوي پژاك، با تمامي تحريم‌هاي صورت گرفته از سوي ديگر احزاب، جناح‌ها و حتي دولت‌هايي كه انتخابات را در ايران تحريم نمودند، تفاوت داشته، داراي ويژگي‌ها و تفاوت‌مندي‌هاي سياسي فاحشي است. ما در طي پروسه‌اي كه آغاز نموديم، فراخواني را جهت تغيير و تحول سياسي در ايران و به ويژه چاره‌يابي مسئله‌ي كورد به ميان آورديم و با توجه به اينكه سطح برنامه‌هاي كانديداها و پروژه‌هاي آنها فاقد معيارهاي تغيير،آن‌گونه كه مدنظر و خواست خلق ما بوده و يا انتظار مي‌رفت، نبود، ما نيز نسبت به تحريم منطقي و به دور از كلي‌گرايي‌هايي سياسي مرسوم، آن را تحريم نموديم. مواضع و وعده‌هاي انتخاباتي كانديداها به صورت شعار‌واري و غيرشفاف بوده و به صورت كلي‌گويي و غير مشخص از مشكلات و معضلات بحث به ميان آمد و نيز فاقد توان چاره‌‌يابي بنياديني بود. بنابراين مبنا و معيار ما در تحريم انتخابات و بايكوت نمودن بر پايه‌ي اين موارد بوده و بر اين اساس صورت پذيرفت. همان‌طور كه در پاسخ سؤال قبلي هم اشاره نمودم، هم بايكوت نمودن ما و هم مشخص شدن روند انتخابات اين واقعيت را به اثبات رسانيد كه در ايران تغيير و تحولي بنيادين لازم است. خلق‌هاي ايران نيز در ايران، همان پيام را به دولت و نظام ايران دادند كه ديگر با محافظه‌كاري، تند‌روي و با ميليتاريسم و اتخاذ مواضع خصمانه با خلق‌هاي ايران نمي‌توان سياست نمود و به سركوب‌گري و انكار خلق‌ها اصرار نمود. تداوم اين شيوه و اصرار بر اين رويه، شانسي ديگر به نظام جهت تداوم حاكميت بر خلق‌هاي ايران را نخواهد داد. بنابراين موضع ما و موضع خلق‌هاي ايران در موضوع انتخابات به طور كامل هماهنگ بوده و يكي گشت. بنابراين موضع بايكوت و تحريم ما هيچ‌گونه مغايرتي با مواضع خلق‌هاي ايران بر مبناي مطالبات و خواسته‌هاي دموكراسي‌خواهي نداشت.

شما به بيانيه‌هاي پژاك پيش از انتخابات اشاره داشتيد، اين بيانيه‌ها تا چه اندازه توانسته كه بر انتخابات و روند آن تأثيرگذار باشد؟

آلترناتيو

 

بيانيه‌ها و فراخوان‌هاي مختلفي در پروسه‌ي انتخابات از سوي حزبمان پژاك صادر گرديد. نخست در تاريخ 15 فروردين سال جاري و در سالروز تأسيس حزب حيات آزاد كوردستان ما موضع خود را به صورت شفاف اعلان نموديم. پس از آن درطي فراخواني از تمامي احزاب و جناح‌ها خواستار گفتگو در خصوص انتخابات دوره‌ي يازدهم رياست جمهوري ايران شديم. به ويژه از احزاب و جناح‌هاي كوردي درخواست نموديم كه دراين موضوع و با توجه به اهميت انتخابات ايران، لازم است كه اين انتخابات را مورد بررسي و تحليل قرار داده تا به موضعي مشترك در برابر اين مسئله برسيم. اين موضوع نيز داراي اهميت بوده چرا كه همبستگي و اتحاد كوردها به ويژه احزاب كوردي در اين مرحله از وضعيت سياسي، داراي اهميت است. در اين مورد هم با توجه به مشخص شدن روند و نيز نتيجه‌ي انتخابات، عملكرد صحيح سياسي ما در اين فراخواني از احزاب را به درستي به اثبات رسانيد. چرا كه لازمه‌ي رسيدن به موضعي مشترك ميان تمامي احزاب و جناح‌هاي كوردي در خصوص انتخابات ايران، فراخواني گفتگو و نشست را ضروري مي‌نماياند. اين موضوع مي‌توانست هم پروسه‌ي انتخابات را به درستي مورد واكاوي قرار دهد تا به اتفاق نظري مناسب و كارآمد رسيده و هم‌ براي فراهم نمودن زمينه‌هاي همبستگي و اتحاد ميان احزاب و جناح‌هاي كوردي در شرق كوردستان داراي اهميت فوق‌العاده‌اي‌ست. بحث‌هاي مختلفي از ضرورت همبستگي احزاب كوردي در شرق كوردستان مي‌گردد اما تاكنون مكانيزم و گامي عملي نيز در اين زمينه مشخص نگرديد‌ه است. ما اين امر را در پروسه‌ي همبستگي و اتحاد ميان احزاب شرق كوردستان مهم دانسته كه در اصل، گامي عملي در اين زمينه است كه مي‌توانست زمينه‌ وبستري براي گفتگوهاي ميان احزاب در جهت فهم بيشتر از يكديگر، اتحاد و همبستگي بيشتر و حتي تبادل اطلاعات و آموزه‌هاي سياسي در راستاي آينده‌ي سياسي كوردستان نيز باشد. بعضي از احزاب و جناح‌ها پاسخي به اين فراخوان نداده و به نظر من اكنون مي‌بايست ضررهاي ناشي از اين عدم پاسخگويي و بي‌‌اهميت خواندن اين پروسه و فراخوان را تاكنون ديده باشند.

بعد از اينكه از طرف جمهوري اسلامي و از سوي شوراي نگهبان تعدادي از كانديداها رد صلاحيت گشتند به نظرمن نشان‌دهنده‌ي اين مسئله است كه ولايت فقيه در ايران و با انجام اين رد صلاحيت‌ها خود و جناح محافظه‌كار در ايران رابه طور آشكار مخاطب اصلي تمام مشكلات و مسائل ايران به شمار آورد. حتي در ابتدا هر كس نگراني خود را نسبت به رد صلاحيت‌ها ابراز داشت. به ويژه اين ابراز نگراني در مورد جناح اصلاح‌طلب و ميانه‌رو و كانديداهاي اين جناح بيشتر صورت گرفت. چرا كه بيم آن مي‌رفت كه آيا كسي به عنوان كانديداي اين جناح‌ها در پروسه‌ي انتخابات خواهد ماند يا نه؟ به همين دلايل و هم زمان به جهت اينكه ما به طور كلي موضع حكومت در اين انتخابات را بيش از پيش فهميده و به ويژه موضع و برنامه‌هاي آن را در خصوص مسئله‌ي خلق كورد مشخص نمايد، اقدام به نوشتن نامه‌اي سرگشاده به شخص ولي فقيه نموديم و در آن نامه به طور بسيار شفافي خواستار مشخص كردن موضع و برنامه‌هاي حكومت نسبت به مسئله‌ي خلق‌هاي ايران و به ويژه مسئله‌ي كورد شديم. چرا كه ما به درستي به سقف اختيارات رئيس‌جمهوري در ايران و دامنه‌ي توانايي‌هايي او در زمينه‌هاي مختلف آگاهي داشته و مي‌دانيم كه رئيس جمهور در ايران تا چه اندازه توانايي حل مشكلات در ايران را دارد. بر مبناي قوانين و آزمون در جمهوري اسلامي، اين حكومت است كه بسياري از تصميمات مهم را گرفته و حتي در بسياري زمينه‌ها رئيس‌جمهور حالتي فرماليته و شكلي به خود مي‌گيرد. به همين دليل وقتي كه ولايت فقيه خود را به عنوان مركز بحران‌ها و مسائل دانسته و مخاطب اصلي تمامي آنهاست و خود را روبروي اين مسائل مي‌داند، لازم ديديم كه ولايت فقيه خود، موضع خويش در چاره‌يابي مسئله‌ي كورد را مشخص نمايد. طبعا اين گامي شجاعانه از سوي پژاك بوده و با وجود تمامي تبليغات منفي و بيانيه‌هاي مختلف كه پس از نگارش نامه به ميان آمد، ما با قاطعيت بر اين موضوع اصرار نموديم. چرا كه اين موضع و ايستار ماست و اتخاذ اين موضع را براي آينده‌ي ايران مهم دانسته و حتي داراي پيش‌بيني‌هايي در زمينه‌ي انتخابات نيز بوديم و بر اساس آن حركت نموديم. گامي كه تا آخر نيز آن را مصمم و به درستي برداشتيم. بالطبع نامه‌اي سرگشاده براي ولي‌فقيه در اين زمينه نوشتيم. با توجه به بيانيه‌هاي ما و آنچه را كه پيگيري نموديم از سوي تعدادي از كانديداها و نيز ارگان‌‌هايي حكومتي، مواضعي در زمينه‌ي چاره‌يابي مسائل خلق‌هاي ايران، خلق كورد و دموكراسي اعلام گرديد. هم از سوي جناح اصلاح‌طلب و هم از سوي جناح محافظه‌كار در زمينه‌ي مسائل و مشكلات خلق‌ها، فرهنگ و ديگر مسائل و مشكلات، بحث‌ها و مواردي مطرح گرديد. ما ديديم كه بخش عمده‌اي از آنان در اين خصوص مواردي را بر زبان راندند، كه مثلا خلق‌هاي ايران مورد توهين، تبعيض و بي‌حرمتي قرار مي‌گيرند. اگر چه از خلق‌هاي ايران به طور مستقيم نامي برده نشد و تنها بر اساس ادبيات سياسي مرسوم در ايران واژه‌ي «قوميت» را عنوان نمودند، اما مي‌توانم با خوشحالي عنوان نمايم كه براي نخستين بار است كه كانديداهاي رياست جمهوري در ايران، از مسائل و مشكلات خلق‌ها، مسئله‌ي كورد، فرهنگ، آموزش به زبان مادري و موانع و مشكلات پيش‌روي آن، اينگونه به گفتگو پرداخته و مواضعي هر چند محدود را در اين موارد ابراز داشتند. بي‌گمان ما تمامي جناح‌هايي كه داراي مواضعي نسبت به چاره‌يابي مسئله‌ي كورد باشند را به جسارت سياسي بيشتر و قوي‌تري در اين امر فرامي‌خوانيم. مي‌بايست به صورت بسيار عميق‌تر و عملي‌تر در اين زمينه داراي مواضع و برنامه‌هاي گسترده‌ بوده چرا كه اتخاذ اينگونه مواضع مقطعي و محدود در موضوع چاره‌يابي خلق‌هاي ايران نمي‌تواند به تنهايي كافي باشد. يك بار ديگر با خوشحالي عنوان مي‌كنم كه فراخوان ما در زمينه‌ي چاره‌يابي مسئله‌ي خلق كورد در ايران حتي اگر هم كم باشد، توانست تا حدودي داراي پاسخ باشد. همانگونه كه گفتم اين پاسخ‌ها كافي نيست و بر همين اساس انتخابات را تحريم نموديم. اما بخشي از كانديداهاي رياست جمهوري، موضع خود نسبت به مسئله‌ي كورد را نشان دادند. طبعا مسئله و موضوع كورد در منطقه و با توجه به تغيير و تحولات آن، اينك تنها از سوي ايران انكار مي‌گردد. اعترافاتي كه در طي برنامه‌هاي تبليغاتي و در مناظرات انتخاباتي از سوي كانديداها صورت پذيرفت، به روشني معلوم مي‌گرداند كه در ايران، موضوعي به نام مسئله‌ي كورد، مسئله‌ي خلق‌هاي ايران، تبعيض، توهين و بي‌حرمتي به فرهنگ، هويت و ارزش‌هاي تاريخي ــ اجتماعي به طور بسيار ريشه‌اي وجود دارد. بايد به اين موارد، مسائل و مشكلات بسيار عميق اقتصادي، آموزش به زبان مادري، مشاركت يكسان در تمامي عرصه‌هاي اجتماعي، سياسي و فرهنگي را هم افزود. تمامي اين موارد اعتراف‌‌هايي بسيار عميق و جدي هستند كه از سوي كانديداهاي رياست جمهوري مطرح گرديدند. بي‌گمان فراخواني ما در زمينه‌ي اين مواضع، تأثيرات خود را مستقيما بر كانديداها گذارد. همان‌گونه كه پيشتر هم گفتم اين اعلام مواضع و پروژه‌ها كم و غيرشفاف بودند. چرا كه ما خواستار پروژه‌اي عملي و جدي در زمينه‌ي چاره‌يابي مسئله‌ي خلق‌هاي ايران و به ويژه خلق كورد هستيم. تنها اكتفا نمودن و يا گفتن اينكه كه در ايران حقارت و بي‌حرمتي‌هايي نسبت به خلق‌ها صورت مي‌گيرد و يا استناد گفتاري كانديداها به قانون اساسي و اينكه به صورت شعاري و كلي‌گويي كه بايد عملي گردد و يا اينكه اگر من رئيس‌جمهور شوم ‌آنها راعملي خواهم كرد، نمي‌تواند به تنهايي براي چاره‌يابي و راهكار مسئله‌ي خلق‌هاي ايران و خلق كورد كافي باشد. چرا كه ضمانت اجرايي اين موارد وجود خارجي ندارد. براي مشاركت سياسي خلق كورد و ديگر خلق‌هاي ايران تمام ابعاد سياسي، اجتماعي و حتي اقتصادي و تعيين حق سرنوشت بر مبناي همان قانون اساسي با بسياري قانون‌هايي ديگر مواجه مي‌گردند كه ناقض حقوق آنها در زمينه‌هاي مختلف است. نيز يكي از مشكلات بسيار جدي در ايران اين است كه قانون در ايران، اجرا و عملي نمي‌گردد. بخش‌هايي از همين قوانين كه دمكراتيك بوده و مي‌تواند نيازها و مطالبات خلق‌ها را جنبه‌اي عملي بپوشاند نيز بر اساس سلايق حكومتي و نظرات شخصي و حتي نيازهاي سياسي روزانه‌ي افراد و مسئولين و دوره‌هاي كابينه‌هاي دولتي پايمال گرديده و مي‌توانند به شيوه‌هاي متفاوت آنها را به نفع خود به كار بگيرند. لازم بود كه مسئولين حكومتي و كانديداها به روشني اعلام دارند كه براي اجرا، عملي نمودن و ضمانت اجرايي قوانين و پروژه‌ها و نيز راهكار تغيير بسياري قوانين كه عاملي بازدارنده در عمل هستند، داراي چه طرح‌ها و برنامه‌هايي مي‌باشند و در واقع مي‌خواهند چه گام‌هايي عملي را بردارند. مي‌بايست برنامه‌هاي عملي خود و شيوه‌هاي گام نهادن به مراحل تغيير و اجرا را مشخص مي‌نمودند. شايد مرحله‌ي انتخابات نتواند به تمامي در اين گام نهادن پاسخگو باشد اما مي‌توانستند با ارائه‌ي خطوط كلي مراحل چاره‌يابي مسائل و مشكلات و روند تغييرات سياسي بحث نمايند. مي‌توانستند به پايبندي به بسياري از قوانين و لزوم تغييرات در ماهيت قوانيني كه در برابر تغييرات و روند چاره‌يابي‌ها مانع و مشكل هستند، به صورت بسيار شفاف گفتگو نمايند. اما متاسفانه اين مباحث از سوي كانديداها مطرح نگرديد و ما هم بر همين اساس انتخابات را تحريم نموديم.

بسياري از جناح‌ها، جريان‌ها و حتي شخصيت‌هاي سياسي مختلف در صدد بودند تا نامه‌ي سرگشاده‌ي شما به خامنه‌اي را به گونه‌اي ديگر تحليل نمايند. به طور كلي هدف شما از نوشتن اين نامه چه بود؟

همانگونه كه پيشتر هم گفتم ما نامه‌اي سرگشاده را براي خامنه‌اي نوشتيم. بدون شك وقتي كه بحث از مشكل و مسئله‌اي مي‌شود و راهكار چاره‌يابي و حل براي آْن مطرح مي‌گردد، مخاطبان مسئله و مشكل هم مي‌بايست مشخص و معلوم گردند. جمهوري اسلامي ايران بر اساس ساختار سياسي‌اش و نيز آزمون ما از همين ساختار سياسي، به شدت مركزگرا بوده و ما به خوبي مي‌دانيم حكومت و ولايت فقيه در ايران داراي قدرت نامحدود بوده كه در واقع مخاطب بسياري مسائل و مشكلات موجود در ايران شخص ولايت فقيه است. بسياري از جناح‌ها، احزاب و يا شخصيت‌هاي سياسي اين پرسش را مطرح مي‌نمايند كه چرا ما ولايت فقيه را مخاطب قرار داده و اين نامه را نوشته‌ايم؟ خوب ولايت فقيه مخاطب اين مسئله و مشكل است. عامل و بوجود‌آورنده‌‌‌ي اصلي اين مشكل و مسئله، ولايت فقيه، حكومت و سران حكومت‌اند و در رأس تمامي ساختار اين حكومت، شخص ولي فقيه قرار دارد. ما حزب حيات آزاد كوردستان با هدف چاره‌يابي مسائل در داخل مرزهاي ايران گام‌هايي در خصوص مطالبات خلق‌ها و خلق كورد برمي‌‌داريم. مخاطب اين مسئله هم شخص خامنه‌اي و تمامي نهادهاي معطوف به حكومت خامنه‌اي هستند. خوب بالطبع مخاطب اين نامه هم شخص ولي فقيه خواهد بود. بديهي‌ست كه اين نامه براي اوباما يا براي اردوغان يا حكومتي ديگر نوشته نمي‌شود. اگر چه مخاطب اين نامه شخص خامنه‌اي‌ست اما در واقع اين نامه حاوي پيامي براي تمامي سران حكومتي ايران و تمامي آن كساني است كه در مسئله‌ي كورد و مسئله‌ي خلق‌هاي ايران دست داشته و ضمانت اجرايي چاره‌يابي را از بين برده و نيز تمامي آن كساني كه حاضر به پذيرش و قبول مسئله‌ي خلق‌هاي ايران و به ويژه خلق كورد نبوده و يا كساني كه حاضر به اقدامي عملي و گام نهادن در راه حل مسائل نيستند. ما به روشني و شفافيت، تمامي ابعاد و عواقب اين مسئله را مشخص نموده و ابراز داشتيم كه چاره‌يابي اين مسئله با ديالوگ و گفتگو امكان‌پذير است. با نگاهي واقع‌بينانه مي‌توان گفت كه روند حل اين مسئله نيازي به خونريزي، جنگ و درگيري ندارد. در صورتي كه سران حكومتي قادر به اتخاذ موضع خود در راه حل و چاره‌يابي مسئله‌ي كورد باشند، ما هم حاضر به گفتگو و انجام مسئوليت خود در قبال اين موضوع هستيم. اما متاسفانه برخي تفاسير و سوء برداشت‌هاي مختلفي از اين نامه صورت گرفت. حتي برخي واژه‌ها را برجسته نموده و عنوان داشتند كه اينها واژه‌هاي ادبيات سياسي پژاك نيستند. اما بايد خاطرنشان دارم كه اين واژه‌ها در خط‌ مشي ايدئولوژيكي پژاك وجود داشته و نيز داراي نگرشي ابتدايي و كلاسيك در خصوص ناسيوناليسم كورد نيستيم. پروژه‌ي ما براي چاره‌يابي مسئله‌ي كورد به مانند ديگر پروژه‌ها هم نيست. ما حركتي متفاوت هستيم كه اين ويژگي متفاوت بودن در خط‌مشي ايدئولوژيكي، نگرش سياسي، فكري و جهان‌بيني ما شفاف بوده و نسبت به هرچيزي هم متفاوت است. ما مدعي خط سوم در منطقه هستيم. ما به همزيستي مسالمت‌آميز تمامي خلق‌ها با يكديگر باور داشته و بر اين باوريم كه بخش بسيار عمده‌اي از بحران امروزه‌ي خاورميانه ناشي از عدم فهم از اين مسائل است. يعني همزيستي مسالمت‌آميز خلق‌هاست كه مي‌تواند در حل بحران خاورميانه داراي نقشي تعيين كننده و مؤثر باشد. اما مخالف تجزيه و تكه تكه نمودن خلق‌هاي منطقه هستيم. مخالف آن سياست‌هايي هستيم كه در اين راستا و در پي اجراي اين برنامه است. اين امر را خطري براي خلق‌ها و سرنوشت آنها مي‌دانيم. طبعا حرف‌هايي را كه در مورد نامه‌ي ما به ميان آمده نيز نشانگر اين موضوع مي‌دانيم كه گويندگان اين مطالب و حرف‌ها داراي توان واكاوي، تحليل و پژوهشي تاريخي، فرهنگي و اجتماعي نبوده و حتي فاقد نگرش سياسي منسجم هستند. تنها و تنها تكيه به روندي كلاسيك در برخورد با مسائل و يا تفكر و ذهنيتي محدود و كلاسيك است كه نسبت به اين موضوعات داراي چنين برخوردي مخالف و دشمنانه مي‌باشد. خلق كورد در تمامي تاريخ خود داراي مقاومت و دائم در حال مبارزه بوده است. به جرات مي‌توان گفت كه هم اكنون پژاك به عنوان فعال‌ترين، نيرومند‌ترين و راديكال‌ترين حركت در برابر ظلم و بي‌عدالتي جمهوري اسلامي در خصوص مسئله‌ي كورد مي‌باشد كه در حال مبارزه‌ي عملي است. ما به طور دائم و روزانه براي تحقق آزادي و عدالت مبارزه نموده و در اين راه بديل مي‌دهيم. به طور مستمر در صحنه‌ي نبرد و مبارزه هستيم. كجايند آن كساني كه دم از مبارزه مي‌زنند و خود را بسيار راديكال خوانده و خطاب مي‌كنند، چرا در ميدان مبارزه و عرصه‌ي نبرد آنها را نمي‌بينيم. اين به معناي قبول نكردن هيچ ‌گونه انتقادي نيست اما انتقاد مي‌بايست به جا باشد. ما با آغوشي باز و سعه‌ي صدر انتقادات را مي‌‌پذيريم. در مقابل مي‌بايست تمامي آن كساني كه از ما انتقاد دارند، پاسخ انتقادات را هم بشنوند. ما بر اين باوريم كه همزيستي خلق‌‌هاي ايران در طول تاريخ اين سرزمين داراي دستاوردها و نتايج مثمرثمري بوده است. كنفدراسيون ماد ــ پارس نمونه‌ي بازر اين همزيستي است. برخي افراد عنوان مي‌دارند كه چرا از ايران بحث مي‌گردد. اگر ايران را با عقليت پان‌ايرانيستي بنگري‌، در اين صورت ايران را تنها به فارس‌ها متعلق دانسته، اما اگر با عقليت حقيقي تاريخي به آن نگاه كني، ايران متعلق به تمامي خلق‌هاي ايران است. ايران متعلق به آقاي خامنه‌اي و يا آقاي رفسنجاني نيست. ايران متعلق به تمامي خلق‌هاي ايران و به ويژه خلق كورد است. ايران بيش‌تر از هر خلقي به كوردها تعلق دارد. وقتي كه از اين موضوع بحث مي‌شود به معناي قبول كردن خط ملي‌گرايي فارس نيست. فارس يك خلق در ايران محسوب گشته داراي قدمت است و خلق كورد هم در ايران يك خلق است كه قدمت تاريخي و هويتي‌اش از همه‌ي خلق‌ها بيشتر و كهن‌تر است. صاحب و مالك اين سرزمين نيز از هركس بيشتر، كوردها هستند. تاريخ و تمامي اسناد تاريخي، اثباتي راستين و واقعي بر اين ادعاست. موضوعيت مسئله‌ي ايران مسئله‌ي كورد است. يعني ما مسئله‌ي كورد را در ايران مطرح نمود‌ه‌ايم. نام حزبمان هم حزب حيات آزاد كوردستان است. اما متاسفانه هدف‌هاي مختلفي كه تحت عنوان اين حرف‌ها و تبليغاتي كه عليه حزب‌مان صورت پذيرفته براي ما بسيار آشكار است. ما مي‌دانيم كه در ميدان سياسي ايران چه كارها و مسائلي صورت مي‌گيرد. چه كساني در ميدان مبارزه هستند و چه كساني در اين راه بديل داده و چه كساني حاضر به دادن هيچ‌گونه بديلي نيستند. نتايج تمام فعاليت‌‌ها و مبارزات را هم به خوبي مي‌دانيم. ما به عنوان حزب حيات آزاد كوردستان به اين دلايلي كه مطرح گرديد اين نامه را نوشتيم و به طور بسيار شفاف و صريح به نگارش درآمده و سرگشاده است. در مدح كسي يا نظام جمهوري اسلامي يا شخص نيست. بلكه عكس تمامي تبليغات منفي در اين خصوص، مسئله‌ي خلق كورد و ديگر خلق‌هاي ايران و ضرورت همزيستي اين خلق‌ها و ويژگي‌هاي مثبت آن و راهكار چاره‌يابي مسائل و مشكلات در ايران را مشخص نموديم. عنوان داشتيم كه اگر حكومت ايران نتواند گام‌هاي عملي و مؤثري در حل و چاره‌يابي اين مسائل بگذارد، با بحران و مسائل بسيار عميقتري روبرو خواهد گشت. ما در اين خصوص به صورت بسيار روشني دلايل مبارزه‌مان را چه اكنون و چه در آينده بيان داشتيم.

برخي مباحثي را مطرح مي‌كنند که چرا در نامه‌ي پژاك گفته شده که لازم است ايران موضع خود را در باره‌ي مسئله‌ي کورد و چاره‌يابي مسئله‌ي کورد روشن کند، مگر موضع ايران در اين مورد مشخص نيست؟

بله. ما هم مي‌دانيم که موضع جمهوري اسلامي ايران نسبت به خلق کورد در گذشته چه بوده است و در برابر همين موضع مبارزه نموده ، شهيد داده‌ايم و جنگ‌هاي سختي کرده‌ايم که حتي در خيال بعضي‌ها هم نمي‌گنجد. اما ما در اين نامه و بيانيه‌هاي قبلي هم، به طور آشکار بيان نموده‌ايم که ايران در موقعيت حساسي به سر مي‌برد. اگر جمهوري اسلامي نسبت به مسئله‌ي خلق‌هاي ايران و چاره‌يابي دمکراتيک در ايران گام برندارد، به سمت شرايطي متفاوت مي‌رود. ما موضع ايران، براي مرحله‌اي كه در آن قرار داريم را خواسته‌ايم. يعني اين جمهوري اسلامي است كه بايد براي چاره‌يابي دموكراتيك خلق کورد و خلق‌هاي ديگر ايران موضع خود را مشخص نمايد؟ در واقع مي‌خواهد چكار كند؟ آيا داراي پروژه مي‌باشد يا نه؟ و گر نه به اندازه‌ي تمام عزيزاني که نامه‌ي ما را تحليل کرده‌اند ما هم مي‌دانيم که در ايران چه خبر است. با تمام احترامي كه براي اين عزيزان داريم، مي‌بايست عنوان دارم كه ما روزانه در ميدان مبارزه حضور داشته و خون مي‌دهيم و عرق مي‌ريزيم و آن گام‌ها را نيز برمي‌داريم. با مبارزه و تلاش خودمان، کسان زيادي را مجبور کرده‌ايم که موضع خود را مشخص کنند. با برخورداري از درکي صحيح و آگاهي انقلابي و سياسي است كه مي‌توان به فهم از اهميت موضوعات رسيد. لازم است که هر کس موضوعات را به خوبي درک نموده و تحليل كرده و بفهمد. به انحراف كشاندن مباحث يا برجسته‌نمودن واژه‌ها، تنها ناشي از دركي شخصي و بر اساس نيازها يا اهدافي محدود و نگرشي تنگ‌نظرانه است. طبيعتا تعداد زيادي از شخصيت‌ها، احزاب و جناح‌ها، پيام‌ها را به خوبي درک کرده‌اند و حتي تحليلات صحيح و عميقي را در خصوص آن انجام داده‌اند كه جاي تشكر و هم خوشحالي است. ما در باره‌ي نيت يا نيات افراد يا شخصيت‌ها و احزاب و جريان‌ها حرف نمي‌زنيم. فقط با توجه به مطالبي که در سايت‌ها يا در فيسبوک‌ها در مورد اين نامه درج گرديده است، برخي نظرات و تفاسير كه نشان از درك سليقه‌اي و منفعت‌طلبانه كه با هدف تخريب صورت گرفته، ديده مي‌شود که اين در چارچوبه‌ي اخلاق سياسي نمي‌گنجد. در واقع هر پديده‌اي را مي‌بايست بر اساس واقعيات و عناصر محتوايي آن و به صورت يك كليت عيني ديد. سوء تعابير يا تفاسير سليقه‌اي تنها انحراف از فهم صحيح و در اصل كج انديشي در انكار حقيقت موجود است. بر اين اساس اگر انتقادي نيز مطرح شد ما بر اين مبنا در نظر مي‌گيريم و جواب ما براي انتقادات در اين چهارچوب مي‌باشد.

از سوي آژانس خبري فارس نيوز جوابيه‌اي براي نامه‌ي شما نوشته شده است. در اين خصوص مي‌توانيد بيشترتوضيح دهيد.

ابتدا بايد بيان کنم که خوشحاليم به اين دليل که آژانس خبري فارس اين‌گونه به اين حد از جرات سياسي رسيده و جواب نامه را منتشر نموده است. اميدواريم که در آينده نيز نسبت به مسئله‌ي کورد و بيانيه‌هاي ما، گفتگوهاي رسانه‌اي و رسالت مطبوعاتي خويش متعهد بماند. چرا كه ما مخالف ديالوگ و گفتگو نيستيم. اما در مورد پاسخ به مواردي كه نيازمند شفافيت بيشتر و واكاوي گسترده‌تري‌ست در آينده و از طريق مطبوعات، تلاش مي‌کنيم که در مسائل مطرح شده در آن بيشتر روشنگري صورت پذيرد. در محتواي جوابيه جمهوري اسلامي به مواردي برمي‌خوريم كه سعي در مقصر جلوه دادن كوردها در مسائل شده است. اگر چه مي‌بايست به صورت بسيار گسترده در اين مورد سير تاريخي مسئله‌ي كورد مورد تحليل و بازخواني حقيقي قرار گيرد و به عوامل و ريشه‌هاي اين مسئله بيشتر توجه نمود اما ذكر دو نکته ضروري مي‌نماياند.

1 ـ در جوابيه‌ي خبرگزاري فارس بيشتر به جاي علت مسئله‌ي کورد، نتايج درگيري‌هاي حکومت با کوردها و رويدادهاي آن ذكر گرديده است. ضروري‌ست كه در بررسي اين مورد به سير و روند تاريخي و نيز دلايل به وجود آورنده‌ي مسئله، دقت كافي صورت مي‌پذيرفت. بيشتر از صد سال است که خلق کورد در ايران مبارزه‌ي آزادي‌خواهانه را انجام مي‌دهد. در زمان حکومت قبلي و نيز پيش از آن يعني در سال‌هاي آغازين حكومت رضاخان پهلوي تا به امروز کوردها براي دستيابي به حقوق و آزادي‌هاي مشروع خود مبارزه مي‌کنند. حتي قبل از آن و در زمان قاجار نيز مبارزه نموده‌اند. در زمان پهلوي در ايران جريان يک‌دست سازي، آسميلاسيون، قتل‌عام و انکار خلق‌هاي ايران با پديد‌آمدن ناسيوناليسم ايراني (پان‌ايرانيسم) شروع شده و براي اين امر در ايران سيستم ايجاد گشته و تغييراتي در جغرافياي خلق‌هاي ايراني انجام گرديد. به همين منظور ساختار سياسي و قانون اساسي ايران تغيير پيدا نموده و براي سيستماتيك نمودن اين موارد و نهادينه‌كردن آن، اصرار و کمک نيروهاي خارجي همواره وجود داشته است. پديد‌آمدن دولت ـ ملت در منطقه سياست انگليسي‌ها جهت تسلط بر منطقه محسوب مي‌گردد و به وسيله‌ي آنها در منطقه گسترش پيدا نمود. دولت ـ ملت‌هاي فارس، ترک و عرب تاسيس شده و ملت‌هاي ديگر منطقه با قتل‌عام و انکار روبه‌رو گشتند.هويت، زبان و فرهنگ ‌آنها انکار شد. با انقلاب خلق‌هاي ايران در سال 57 و تشكيل جمهوري حال اين سوال مطرح مي‌شود كه چه تغييري در ساختار جغرافيايي، سياسي، اقتصادي و آموزشي براي خلق‌هاي ايران صورت گرفت. در قانون اساسي و در اصل 15 موضوع ‌آموزش به زبان مادري مطرح گرديده است. اين ماده چگونه عملي مي‌شود؟ آيا اصلا عملي مي‌شود؟ يا اين سوال كه خلق کورد چگونه مي‌تواند در سياست، مشارکت نمايد؟ اصلا مي‌تواند مشارکتي داشته باشد؟ يكي از شرايط لازم براي مشاركت سياسي در ايران و مطابق قانون اساسي اين است كه سياستمدار مي‌بايست شيعه‌ي 12 امامي باشد تا بتواند در سياست مشارکت کند. سني‌ها، مسيحيان، بهايي‌ها و اقليت‌هاي ديگر مذهبي و قومي چگونه مي‌توانند در سياست مشارکت کنند؟ به هيچ يک از اين سوالات جوابي داده نشده است. ضمانت اجرايي براي رفع هيچ يک از اين مشکلات نيز وجود ندارد. قبل از پژاک نيز احزابي مانند کومله و دمکرات در شرق کوردستان مبارزه نموده‌اند و امروزه بسياري ازجوانان براي ادامه‌ي راه شهيدان اين احزاب ، پيوستن به صفوف پژاك را برگزيده‌اند. از زمان قيام اسماعيل سمکو تا به حال چندين جنبش در شرق کوردستان به وجود آمده، مبارزه نموده و همه‌ي آنها خواهان چاره‌يابي مسئله‌ي کورد و احقاق حقوق کوردها بوده‌اند . اين چقدر اخلاقي است که مسئله‌ کورد را به خاطر اينکه اين جنبش‌ها از نيروهاي بيگانه کمک گرفته‌اند و با آنها هم‌پيمان شده‌اند، به کوردها ربط دهيم. ما به عنوان پژاک هيچ وقت کمک گرفتن از نيروهاي خارجي را قبول نداشته‌ايم. اما اين سبب قتل‌عام‌ها و مسئله‌ي کورد، نبوده و نيست. اين‌ها نتيجه‌ است. چرا وقتي جمهوري اسلامي ايران از احزاب کوردي ديگر بخش‌هاي كوردستان در برابر صدام حسين و دولت‌هاي ديگر پشتيباني کرده، اين مسئله مطرح نگشته و مشروع مي‌باشد. اگر اين گونه باشد پس ‌آيا قتل‌عام حلبچه توسط صدام حسين را مي‌توان مشروع فرض نمود؟ در حالي كه اين طور نيسن. بر طبق سخنان آژانس فارس، وجود حکومت اقليم کوردستان نيز بر طبق منطق همين آژانس، نامشروع است . رژيم عراق( صدام حسين)، رژيم بعث سوريه، جمهوري اسلامي و جمهوري ترکيه نيز به روش‌هاي مشترک و با هم‌پيماني، در مسئله‌ي انکار کوردها دست داشته‌اند، اين مواردي است كه بايد اعتراف گردد. اين اعترافات کجا هستند؟ بگذار جمهوري اسلامي با تاريخ خود روبه‌رو شود و کوردها نيز تاريخ خود را تحليل کنند و هر يك در مورد ، اشتباهات تاريخي خويش اعتراف کنند. سياست اشتباه کوردها چه بوده است؟ بگذار هر کس با جسارت در اين مورد وارد اين گفتگو شده تا با قرائت راستين تاريخ، حقانيت‌ها يا عدم حقانيت‌ها معلوم گردند. ما به عنوان پژاک آماده‌ايم. هر کس با تاريخ خود روبه‌رو شده و هر کس بيايد اين تاريخ را تحليل کند. عملكرد جمهوري اسلامي در برابر کوردها را به طور شفافي مورد واكاوي قرار دهيم تا ابعاد و عواقب اين عملكرد بيشتر معلوم گردد. کوردها در مبارزات خود چه اشتباهاتي انجام داده‌اند؟ اگر به چنين پرسش‌هايي پاسخ دهيم، مي‌بينيم که در بيشتر موارد، جنگ و درگيري‌هايي از اين دست، نه تنها در ايران بلکه در مناطق زيادي از جهان روي داده است که اهداف اساسي را از راه خود منحرف نموده است. وقتي از مسئله‌اي حرف مي‌زنيم، نمي‌توانيم تنها نتايج را تحليل کنيم. بلکه بايد دلايل و عامل‌ها را بررسي نمود. مگر سران حكومتي ايران نمي‌گويند که خلق کورد و خلق‌هاي ديگر در ايران از ملت‌هاي کهن ايران هستند، پس چرا اين خلق‌هاي‌ کهن را انکار مي‌کنند و اين خلق‌ها نمي‌توانند در سياست به صورت يكسان و برابر مشارکت کنند؟ چرا نمي‌گذارند که خود، خود را مديريت کنند؟ چرا نمي‌توانند فرهنگ و زبان خود را توسعه دهند و با آن زندگي کنند؟ اين‌ها مشکلات جدي و بزرگي هستند که جمهوري اسلامي و رژيم پهلوي مسببان آنهاست. جمهوري اسلامي‌ مدعي اين مسئله است که با ديدگاهي ديگر و بر خلاف ديدگاه رژيم پهلوي به مسايل مي‌نگرد، اما ميان ديدگاه‌هاي آنها چه تفاوت‌هايي وجود دارد. حتي نتايج اين تفاوت‌مندي در نگرش، داراي چه ويژگي‌هاي متفاوتي است. به عنوان نمونه، سيستم ايالتي که در حال حاضر به آن استاني مي‌گويند، نتيجه‌ي سياست رضاخان بوده كه ايران را به موزه‌ي خلق‌ها تبديل نموده است و نگذاشته‌اند که ايران به مکاني براي غني شدن فرهنگ‌هاي متنوع تبديل شود . در نقشه‌ي جغرافيايي ايران استان کوردستان، استان بلوچستان، استان خوزستان و استان فارس وجود داردكه فقط به مثابه‌ي موزه‌اي از بقاياي فرهنگ‌هاست. ايران موزه نيست. ايران داراي ويژگي موزاييک فرهنگي است که غني بودن همين فرهنگ‌ها و خلق‌هاست که ايران را قدرتمند مي‌کند. عکس آن، يعني بدون اين تنوع فرهنگي و عدم توجه به اين غناي فرهنگي تاريخي و ايجاد مانع در پويايي آن، ايران ضعيف شده و ويران مي‌گردد. بديهي است كه خلق‌ها حق دارند براي آزادي و حقوق خود مبارزه کنند. کساني که جواب اين نامه را نوشته‌اند، يا خواهان انحراف بوده‌اند يا فهم و درکي عميق و صحيح از خواسته‌هاي خلق کورد و خلق هاي ايران ندارند و يا تنها تبليغات و عمل خود را باور داشته و تصور مي‌کنند که چيزي به جز حقيقت و راست نيست. اين تحليلات، تحليلاتي اشتباه بوده كه راه بر فراهم آوردن چاره و حل مي‌بندد. اميدواريم که ديالوگ و گفتگوها در باره‌ي دلايل و حتي نتايج نيز ادامه داشته باشد. مناقشه در مورد مسئله‌ي کورد و تاريخ مسئله‌ي کورد در ايران، مي‌تواند نتايج مثمرثمري به دنبال داشته باشد. هر کس چه اندازه داراي اشتباه بوده و هر کس چقدر در سياست و برنامه‌هاي خود اشتباه عمل نموده را مي‌توان با گفتگو شفاف‌سازي نموده، تا بتوان به صورت تدريجي به سمت چاره‌يابي مسئله‌ي کورد گام برداريم .

با توجه به تمامي اين مسائل، وضعيت ايران در منطقه و نيز با مشخص شدن نتيجه‌ي انتخابات آيا انتظار مي‌رود كه مسئولين جمهوري اسلامي گام‌هايي را در زمينه‌ي چاره‌يابي مسئله‌ي كورد بردارند؟

مسئله‌ي کورد در منطقه به سطحي متفاوت رسيده است و چاره‌يابي مسئله‌ي کورد در شمال کوردستان با وجود مشکلات فراوان ادامه دارد. حکومت ترکيه با وجود اينکه قدم‌هاي عملي در مورد اين مسئله را به تاخير مي‌اندازد اما باز هم اين جريان با اصرار روبه‌رو شده و قدم به قدم خواهان چاره‌يابي مي‌باشد. در غرب کوردستان شاهد پيشرفت‌هاي مهم‌تري مي‌باشيم، در حال حاضر هيئت عالي کورد و موقعيتي که توسط کوردها با ايستار مستقل خود به دست آمده، توسط بيشتر نيروهاي جهاني به ويژه روسيه و آمريکا و ديگر نيروهاي جهاني به رسميت شناخته ‌شده و اميدواريم که اين قدم‌ها ادامه داشته باشد. در جنوب کوردستان مبارزه براي دمکراسي در چارچوب حکومت جنوب کوردستان ادامه داشته و اين گامي جدي ‌و مهم مي‌باشد. همان طوري که پيش‌تر نيز گفتم، تنها دولتي که اين مسئله، يعني مسئله‌ي کورد را انکار مي‌‌نمايد، ايران است . انتخابات اخيرا در ايران انجام گرفت، اما موضع جمهوري اسلامي و کانديداها در انتخابات، در مورد مسئله‌ي کورد شفاف نبود. اما اين مسئله به اين معنا نيست که ما اين پروسه را خاتمه مي‌دهيم؛ نه، از اين پس نيز ما موضع مسئولان جمهوري اسلامي درباره‌ي چاره‌يابي مسئله‌ي کورد و مسئله‌ي ديگر خلق‌هاي ايران را به صورت بسيار عميق‌تري مورد بررسي قرار داده و دنبال مي‌كنيم و مبازه‌ي خودمان را تا رسيدن به حقوق و آزادي خلق کورد ادامه مي‌دهيم. در بيانيه‌ي حزبمان بعد از انتخابات اين موضوع را به طور شفاف بيان نموده‌ايم که لازم است جمهوري اسلامي ايران موضع خود را شفاف‌تر و آشکارتر نشان دهد و گام‌هاي عملي بيشتري بردارد. فرصت طلايي که خلق‌هاي ايران به جمهوري اسلامي داده‌اند را غنيمت شمرده، در غير اين صورت ايران به سمت پرتگاهي جدي رفته که نه اصلاح‌طلبان، نه ميانه‌روها و نه هيچ کس ديگري قادر نخواهد بود که ايران را به گذشته و يا به استفاده‌ي مجدد از اين فرصت‌هاي طلايي برگرداند. بنابراين به عنوان گام دمکراتيزاسيون در ايران، ما گام برداشتن براي چاره‌يابي مسئله‌ي ملت‌ها و اقليت‌هاي ملي و مذهبي را مهم مي‌دانيم. ما دوباره موضع خودمان، براي چاره‌يابي آشتيانه‌ي مسئله‌ي کورد در ايران را تکرار مي‌کنيم و از مسئولان جمهوري اسلامي دعوت مي‌کنيم که تا مسئله بيشتر از اين عميق‌تر نشده و بن‌بست‌ها بيشتر از اين نگشته است، و نيز تا کسان بيشتري کشته نشده‌اند و تا خونريزي در ايران بيشتر نشده است، در اين مسئله به سوي چاره‌يابي حرکت نمايند. چرا که خلق کورد و ما به عنوان پژاک تا چاره‌يابي اين مسئله از مبارزه دست برنمي‌داريم. بهتر است که حکومت اين مسئله را از طريق صلح و آشتي حل نمايد. اميدوارم که در آينده شاهد گام‌هاي عملي باشيم که از طرف مقامات جمهوري اسلامي در اين مورد برداشته مي‌شود.

مطالب مرتبط