مدیران ناکارآمد؛ سرچشمه ی بحران در ایران

مدیران ناکارآمد؛ سرچشمه ی بحران در ایران

هوگر دلیل
بدون شک انسان در آنچه امروزه به عنوان گرم شدن جهانی از آن یاد می شود، نقش چشم گیر و موثری دارد. دخالت وبرداشت های بی حد وحصر انسانها از طبیعت باعث دگرگونی عظیمی شده که نمی توان آن را انکار کرد. اما در طی زمان مسکونی شدن کره زمین تا به امروز بارها و بارها تغییرات عظیمی در این سیاره رخ داده است که می توان گفت این اولین باری نیست که این سیاره آبی تا به این حد گرم می شود. زمین دوره های بی اندازه گرم  و سرد را سپری نموده که نتیجه مستقیم وغیرمستقیم عوامل متعددی است که از قلب این سیاره بیرون آمده و تا ژرفای  فضا پیش رفته است. لذا لازم به یادآوری است که تغییرات صورت گرفته در این سیاره، در بازه زمانی مشخص و یا تقریبی کاملا طبیعی بوده اند و بشریت در وقوع آنها دخیل نبوده است. ازجمله این عوامل طبیعی می توان به دوره های فعالیت خورشیدی، فوران آتشفشان های بزرگ، چرخه های میلانکوویچ، گردش دماشوری اقیانوس و برخورد سیاره ها یا دنباله دارها اشاره کرد. اما این تغییرات و عوامل کاملا طبیعی بوده اند و از آنها به عنوان نمونه ای از تغییرات طبیعی یادآوری کردیم. اما در بازه زمانی نزدیکتر به امروزه یعنی از قرن های شانزدهم و هفدهم میلادی به بعد تا به امروزه که همراه است با دخالت های بشریت و برداشت و تولیدات بی رویه که با افزایش جمعیت و پیشرفت صنعت روزافزون بشریت صورت می گیرد کماکان چندین برابر اثرات مخرب طبیعی زمین بوده و به حدی رسیده که امروزه بزرگترین مشکلات ومعضلات را به همراه خود آورده است.
چرا از گرم شدن زمین و تغییرات آب و هوایی یا اقلیمی سخن به میان آوردیم؟ چراکه امروزه بیشتر بحرانهای چه طبیعی و چه انسانی به شکلی مستقیم و غیر مستقیم با هم در ارتباط اند. با افزایش جمعیت بشر و تلاش برای رفع نیازهای مبرم خود میزان تغییرات زیست محیطی به حدی رسیده اند که امروزه پربحث ترین و چالش برانگیزترین مسائل مربوط به شرایط مساعد زیستن بشریت می باشد که آب و هوا (اکسیژن) ازجمله اساسی ترین آنها می باشند. به ویژه عوامل موثر در گرم شدن زمین و ایجاد تغییرات آب و هوایی فعالیت های صنعتی می باشند که فعالیت های صنعتی نیز افزایش گازهای گلخانه ای، جنگل زدایی، کمبود اکسیژن، افزایش دی اکسید کربن و مرگ و میر بسیاری از گونه های جانداران را به همراه داشته است؛علاوه بر آنها بیشترین و مخرب ترین تاثیرات را بر خود بشر داشته که امروزه در تالاب مشکلات آن گیر افتاده است. گرم شدن زمین و تغییرات گسترده ای زیست محیطی و اجتماعی ناشی از افزایش دما، تغییرات چشم گیر آب و هوایی را به همراه دارد. شواهد اصلی این تغییرات اقلیم ناشی از گرم شدن زمین، شامل بالا آمدن سطح دریاها و کاهش پوشش برف در نیم کره شمالی و افزایش گازهای گلخانه ای می باشد که یکی از عوامل موثر در وقوع پدیده های بارشی مکرر و شدید باران است که گاها در فصل های غیر بارانی هم مشاهده می شوند.
همانطور که می دانیم از زمان سکونت بشر به حالت روستا و شهرنشینی یعنی آغاز شیوه ی نوینی به معنی یکجا نشینی که در کناره های رودخانه ها شکل گرفته اند کماکان با بلاهای طبیعی همچون سیل، طوفان و بادهای شدید رو به رو شده اند. اما در آن زمان که جمعیت بشر و تراکم آن تا به این حد افزایش نیافته و میزان تخریبات و تداخلات بر طبیعت بسیار ناچیز بوده و هیچ تاثیری بر وقوع اینگونه بلایا نداشته است. اما در قرنهای اخیر با افزایش جمعیت بشر و میزان دخالت های بیشتر آن شاهد شدت و تکرار بیشتر اینگونه تغییرات و بحران های فاجعه بار هستیم که می توان به بزرگترین زلزله ها، سونامی، سیل، رانش زمین و یا گردبادهای ویرانگر اشاره کرد.
ایران هم با توجه به موقعیت و وضعیت جغرافیایی آن کم و بیش و به صورت مداوم با همچین بلاهایی رو به رو شده و می شود. قرار گرفتن جغرافیای ایران بر روی یکی از گسل های زلزله و دارا بودن دشت‌های خشک و از طرفی دیگر هم دو رشته کوه بزرگ زاگرس و البرز که حوضه های بسیار وسیع آبخیزی می باشند شرایطی را برای بروز رخدادهایی غافلگیرکننده فراهم می کنند. همانطور که در دهه های اخیر نمونه هایی از زلزله های ویرانگر را در ایران و پیامدهای بعد از آن که اعم از مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را به همراه داشت را مشاهده کردیم. از طرفی دیگر بهره برداری بی رویه و سیاست های غلط استفاده از منابع گرانبهای آبی این جغرافیا بانی فرونشستهای بزرگ خاکی و پایین رفتن سطح آب های زیر زمینی در مقیاسی وسیع شده است. از جانب دیگر سدسازی‌های بی رویه و بدون در نظر گرفتن شرایط مساعد و غیرمساعد منطقه ای زیانهای کلانی را در حوزه های کشاورزی، صنعتی و حتی زیست‌محیطی که در برخی از مناطق منجر به خالی از سکنه شدن مردم را به همراه داشته است. اما تمام این مسائل مربوط به سیاست‌های غلط و عدم مدیریت صحیح دولتداران می باشد. به ویژه در چند دهه اخیر تمام منافع و شرایط زیست محیطی خلق را به خاطر جدال بر سر منافع شخصی و فرقه‌ای به مخاطره انداخته‌اند. سیاستهای غلط در مدیریت و قدرت طلبی مدیران ناکارآمد شهری، استانی  و به ویژه در سطح کشوری باعث پدید آمدن شرایطی تا به این حد سخت و دشوار اقتصادی و اجتماعی شده است. زمین خواری های کلان، جنگل زدایی، و تغییر کاربری  زمین های مراتع و حاشیه رودخانه ای به زمین های مسکونی و احداث جاده هایی فاقد هر گونه استاندارد و جوانب آتی آنها موجب شدت گرفتن چنین بحرانهایی می شود که جبران آن کاری بس دشور و حتی در بعضی موارد غیر ممکن می باشد. تمامی این بی توجهی‌ها و یا فقدان ارزش نسبت داده شده به جنگل‌ها و آب در اثر کمبود دانش، مدیریت غلط، خصوصی سازی طرح ها و عدم وجود قوانین زیست محیطی می باشد که این فعالیت ها در مقیاس وسیع تری باعث انقراض گونه‌های زیستی، تغییرات اساسی در چرخه کربن، تغییرات شرایط آب و هوایی، ایجاد بیابانها و جابه جایی جمعیت می شود. حال می توان پیامد‌های مرگبار و مخرب این گونه سیاست گذاری غلط را به شکلی ملموس و بارز در جریان بارش های اخیر و وقوع فاجعه‌ی بزرگ سیلاب در گلستان، شیراز، لرستان، خوزستان و کرمانشاه زلزله زده شده که هنوز آوارهای آن جمع نشده، به آن سیل را هم اضافه شد.
در زمان بارش باران با توجه به شدت و تداوم آن شرایطی گوناگون پیش می آید. در زمان بارش میزانی از آب جذب زمین شده که آنهم به پوشش زمین که گیاه، درخت و نوع خاک بستگی دارد. مقدار دیگری از آب جذب درختان و گیاهان می شود و مقدار باقی مانده از بارش به صورت روان آب در سطح زمین جاری می شود و در نهایت به سطح رودخانه ها و دریاها افزوده می گردد. اما این روان ‌آب‌ها با توجه به میزان بارش و شدت آن بیشتر می‌شود در مسیرهای شیب دار و آبراهه‌ها و رودخانه نیز شدت آن بیشتر می‌شود و از حوضه آبریز خارج شده وزیانهایی را بنا به شدت آن به همراه دارد که نمونه آن را پر واضح مشاهده کردیم. در فرایند بارشی باران که روان آب‌های سطحی شکل می گیرند دو عامل بسیار موثر دخیل هستند. عامل اول پارامترهای اقلیمی که شامل نوع، شدت و تداوم بارش و نیز توضیع مکان بارندگی، همچنین جهت حرکت توده‌های باران‌‌زا و دیگر عوامل اقلیمی نظیر تبخیر و تعریق می باشند و عامل دوم پارامترهای فیزیوگرافیکی حوضه آبریزش هستند که شامل نوع کاربری اراضی، جنس خاک، مساحت حوضه آبریز، شکل حوضه، ارتفاع، شیب، جهت و نوع شبکه زهکشی می باشند. همه این عوامل در میزان حجم روان آب سطحی موثراند. به طوری که هرچه میزان روان‌آب سطحی بیشتر و شدیدتر باشد در صورت عدم رعایت قوانین زیرساختی استاندارد، حریم رودخانه‌ ها و به صورت کلی قرارگرفتن در معرض این روان‌آب خطرات و زیانهای جبران ناپذیری به همراه می آورد. به این ترتیب دخالت و بهره برداری های سودجویانه بشریت به ویژه در چهارچوب دولت – قدرت که بر اساس بیشینه سود بنا نهاده شده اند و در سطح جهانی و به ویژه در ایران بانی تغییرات فجیع آب و هوایی و فیزیوگرافیکی و زیست محیطی هستند این پیامدهای ویرانگر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را که تماما اهرم فشاری بر دوش خلق می باشد را به همراه خود می آورند.
اما بعد از وقوع چنین رویدادها و بحران ها در یک کشور چه ارگانها و نهادهایی جهت امداد رسانی وارد عمل می شوند؟
وظیفه آمادگی و پیشگیری از بحران‌ها، مدیریت آنها و ارائه کمک‌های اولیه به آسیب‌دیدگان و ساماندهی و بازسازی مناطق آسیب‌دیده با استفاده از همه امکانات وزارتخانه‌ها، موسسات و شرکتهای دولتی، عمومی و خصوصی، بانک‌ها و بیمه‌ها، نیروهای نظامی و انتظامی و … می باشد. علاوه بر اینها نهادها، سازمانهای مردمی و گروه های امدادی خلق محور می باشند که امروزه و در طی تاریخ نقش و جایگاه ویژه ای داشته اند. اما قبل از اینکه میزان کمک های سازمانهای مدیریت بحران در زمان وقوع بحران و بعد از آن را مورد بررسی قرار دهیم لازم است که مختصری از تاریخ و عملکرد سازمان مدیریت بحران را به اطلاع برسانیم.
مورخ ۸ آذرماه سال ۱۳۳۷ بر اساس قانون مصوب، سازمان دفاع غیرنظامی به منظور حفظ جان و مال مردم از تعرضات هوائی، حوادث طبیعی و سوانح غیرمترقبه در وزارت کشور وقت تأسیس شد. ۱۴ سال بعد با اصلاح این قانون، سازمان دفاع غیرنظامی تحت سرپرستی نخست‌وزیری قرار گرفت که به موجب عدم عملکرد مطلوب، در سال ۱۳۵۶ مجدداً به زیرمجموعه‌ای وزارت کشور تبدیل شد .پس از پیروزی انقلاب ایران، به موجب لایحه مربوط به ادغام سازمانهای آمادگی ملی(۱۳۵۹)، بسیج غیرنظامی و دفاع غیرنظامی در سازمان بسیج ملی ادغام گردیدند و تحت مدیریت واحدی قرار گرفتند. با تصویب اساسنامه سپاه پاسداران در سال ۱۳۶۱، بسیج ملی منحل شد. در طی سالهای ۱۳۶۱ تا ۱۳۷۰، کمیته کاهش اثرات بلایای طبیعی به مرور تأسیس و تکمیل شد. با تصویب قانون برنامه دوم توسعه در ایران، در وزارت کشور وقت، ستادی با عنوان ستاد حوادث غیرمترقبه به منظور پیشگیری، امدادرسانی، بازسازی و نوسازی مناطق آسیب‌دیده از حوادث غیرمترقبه تشکیل شد. با تصویب طرح جامع امداد و نجات کشور در سال ۱۳۸۲، موضوع مدیریت بحران‌های به وجودآمده در ایران وارد مرحله جدیدی شد. این طرح که با امضای مشترک وزارت کشور جمهوری اسلامی ایران، جمعیت هلال احمر  و ستاد کل نیروهای مسلح  تصویب شد، در همان سال به کلیه سازمان‌ها و ارگان‌های اجرایی در ایران ابلاغ شد و متولی آن نیز همچنان وزارت کشور قرار داده ‌شد. کارگروه‌های تخصصی متعددی نیز در زمینه  فعالیت در مراحل مختلف چرخه مدیریت بحران تشکیل شد. چند روز از تصویب این طرح نگذشته بود که زلزله‌ای مخرب در ۵ دی همان سال، در شهر بم حادث شد. علی‌رغم ابلاغ دستورهای مقتضی به دستگاه‌های درگیر در ماجرا، همچنان عدم کارایی مناسب به چشم می‌خورد و سازمان‌های درگیر نتوانستند عملکرد مطلوبی را به نمایش بگذارند. در سال ۱۳۸۶ با بهره‌گیری از تجربیات فاجعه زلزله بم و استفاده از تجربیات و دانش سایر کشورهای حادثه‌خیز جهان، لایحه تشکیل سازمان مدیریت بحران کشور از جانب وزارت کشور وقت تقدیم دولت شد و بلافاصله به تصویب رسید و جهت کسب تأییدیه از جانب قوه مقننه ایران، به مجلس فرستاده شد. در زمستان همان سال نیز مجلس شورای اسلامی با تصویب آن، آن را به قانون تبدیل کرد و به این ترتیب اولین قانون جامع درخصوص مدیریت بحران‌ها در ایران بعد از انقلاب ۱۳۵۷ شکل گرفت. در اواخر خرداد سال ۱۳۸۷ این قانون به وزارت کشور دولت نهم ابلاغ شد تا شروع فعالیت سازمان مدیریت بحران کشور کلید بخورد. در انجام عملکردی به این شکل از این سازمان به عمل می آید: با شروع به فعالیت این سازمان در خرداد ۱۳۸۷، قرار شد این سازمان برای یک دوره ۵ ساله به طور آزمایشی شروع به فعالیت کند و بعد از این مدت، کارایی و اثربخشی سازمان مورد سنجش قرار بگیرد. در خرداد ۱۳۹۲ اجرای آزمایشی مفاد قانون مدیریت بحران کشور به پایان رسید و نتایج ارزیابی عملکرد سازمان حاکی از ضعف مالی، مدیریتی، اطلاعاتی و ارتباطی در این سازمان بوده است که موجب شده اغلب طرح‌ها، پروژه‌ها، دستورالعمل‌ها و دوره‌های آموزشی اجراشده در این دوره ۵ ساله، نیمه‌کاره انجام شوند و تا به امروز هم همچنان عدم کارایی مناسب به چشم می‌خورد و سازمان‌های درگیر نتوانستند عملکرد مطلوبی را به نمایش بگذارند.
این بود مختصری از یکی از مهم ترین سازمانهای دولتی که در زمان وقوع بحران در مرحله اول بایستی وارد عمل شود و سریعترین و کم هزینه ترین راه برون‌رفت مشکلات مادی و جانی را اعمال نماید. اما از دولتی تا به این حد غرق شده در بحرانهای اقتصادی، اجتماعی، دیپلماتیک و سیاسی عملکردی مطلوب و یا مثمر‌ثمر دور از انتظار می باشد، به ویژه در موقعیت کنونی که تحریم های دولتهای جهانی بر ایران به بالاترین سطح خود رسیده اند و تمامی راه های ارتباطی آن را به بن‌بست منتهی شده نمی تواند آنطور که لازم است به داد مردم خود برسد. همانطور که در گزارشهای رسانه های غیر دولتی مشاهده می شوند در این برهه زمانی بیشترین کنتاکت را در بین قدرتگرایان دولتی میبینیم و این هم مسئله مهم است که در طی چهار دهه دولت داری رژیم ایران بارها و بارها به شکلی بارز ابراز شده و خلق و منافع آنان را قربانی منافع دولتی و قدرت خود کرده اند. دولت همانطور که در زمان وقوع بحران های قبلی مشاهده کردیم در اوج بی کفایتی و سؤمدیریتی نه تنها به خلق آسیب دیده کمک نکرده بلکه از کمک های مردمی و اتحاد و همگرایی خلق محور هم جلوگیری کرده است. نمونه آن را در سال قبل در مسدود کردن حساب های بانکی همیاری های مردمی و نهاد های مردمی، جلو گیری از رسیدن و پخش مستقیم همکاری‌های مردمی توسط خود آنان و نهاد‌های مردم نهاد ، دخالت های دو ارگان سپاه پاسداران و نیروی انتظامی در رساندن کمک های مردمی و … پر واضح دیده شداند.
اما سازمانهای مردمی و گروه های امدادی خلق محور که در طول تاریخ اتحاد، همگرایی و هم دردی خود را با خلق های آسیب دیده و در بحران قرار گرفته را به صورت عملی به اثبات رسانیده اند. این اتحاد و همگرایی که ریشه در خون خلق زاگرس و آریایی ها دارد بارها و بارها به اثبات وانجام رسیده است. نمونه های آن را در دهه های اخیر اگر به یاد بیاوریم می توان به زلزله رودبار و منجیل، شهر بم و حتی و در شمال کردستان اشاره کرد که بعد از آنها در زلزله سال گذشته کرمانشاه اتحاد و همگرایی خلق ایرانی بیشتر از هر زمانی خود را به اثبات رسانید. می توان از این شیوه سؤمدیریت دولتی و اتحاد خلق ها نتیجه گرفت که : خلق هایی که در طی هزاران سال به شیوه ی دموکراتیک و حیاتی آزاد و اخلاقی با هم زیسته اند را نمی توان در چهارچوب و قالب یک سیستم ایزوله و غیر منعطف قرار داد. یک سیستم که بر اساس قدرت گرایی و سیستم هیرارشیک بنا شده نه تنها نمی تواند مشکلات خلق ها به ویژه خلق های ایرانی را حل و فصل کند بلکه بانی اصلی تمامی مشکلات جامعه می باشد. خلق ایران اتحاد و همگرایی خود را جزو گزینه های پیش‌روی خود قرار داده و ملیت گرایی و قوم گرایی را به ویژه در مواقع بحرانی کاملا کنار گذاشته و با تمام نیروی خود در راه نجات جان و مال هم نوعان خود اقدام می کنند.

مطالب مرتبط