ملت دموکراتیک طلوعی بر فراز اندیشه‌ی خلق‌های خراسان
ملت دموکراتیک طلوعی بر فراز اندیشه‌ی خلق‌های خراسان

ملت دموکراتیک طلوعی بر فراز اندیشه‌ی خلق‌های خراسان

 دلخواز خراسان

 

منطقه ی جغرافیایی خراسان از دوران مادها تا به امروز شاهد تغییر و تحولات بسیاری بودە است. بدلیل دارا بودن موقعیتی استراتژیک و ژئواستراتژیکی، حوادث طبیعی و غیر طبیعی زیادی را به خود دیده و به سکونتگاه و مامن خلق های بسیار مبدل گشته است. دارای فرهنگ، ادیان، مذاهب و اتنیک های متنوعی است که در اتحادی بر روی این پهنە جغرافی باهم می زیند. ملل و خلق هایی چون عرب، کورد، آذری و … موزائیک رنگارنگ خراسانی را شکل می دهند کە سالیان درازیست زندگی مصالمت آمیزی را بە دور آن بنا ساختە اند. در گذشتە خراسان محل عبور و مرور تاجران و بازرگانان راه های دور بودە، کە هنوز هم بقایای چاپارخانە و کاروان سراهای آن برهە کە بر جادە ابریشم قرار داشتە اند، دیدە می شوند.

خراسان کە نام آن از “خۆر” در زبان کوردی بە معنای آفتاب و “هلسان” کە بە مرور زمان بە “اسان” تبدیل شدە و بە معنی بر آمدن می آید، گرفتە شدە است؛ به معنای جایی کە آفتاب طلوع می کند. تاریخ حضور خلق کورد در منطقه ی خراسان همیشه اینچنین بیان شده: در قرن ١٦ کورد های شمال کوردستان و بخش شمالی شرق کوردستان امروزی از طرف امپراتوری صفوی برای جلوگیری از هجوم تاتارها به مرز امپراتوری بە خراسان تبعید شدە اند. کە این کوچ اجباری در دو مرحلە صورت گرفتە، کە در هر مرحلە حدود ٤٠ هزار انسان کە از سە عشیرە بزرگ بودە اند از کوردستان کوچاندە شدەاند. در حالیکه سابقه ی این حضور تاریخی بسیار کهن تر از این مورخ میباشد، علت حضور و سکونت خلق کورد در خراسان پدیده ی پراکنش فرهنگ آریایی ـ تل خلف میباشد که به موجب اشاعه ی انقلاب کشاورزی ـ نوسنگی در تمام جهان صورت میپذیرفت، در جهت دیگر اقتدارگرایی نیز چنین تحولات مشابه یی را بخود میدید.

رژیم استعمارگر ایران خراسان را در سال١٣٨٣ه.ش بە ٣ استان خراسان رضوی، شمالی و جنوبی تقسیم بندی کرد، کە این تقسیم بندی اساس سیاست متفرق سازی خلق ها و بە منظور تفرقە اندازی و جنگ افروزی میان خلق ها بە اجرا گذاشتە شد، تا کە رژیم مستبد بتواند جنگ ویژە ی خود و سیاست خفقان خود را بهتر بە اجرا گذارند؛ چون اگر کە نیروی خلق ها از هم متفرق شود، موضع گیری آنان نیز ضعیف گشتە و  سرکوب و قتل و عام فیزیکی و فرهنگی ‌آنها راحت تر انجام می پذیرد. زیرا تنها با وجود تفرقه است که هر خلقی در برابر خلقی دیگر و هر مذهبی در برابر مذهبی دیگر خود را جدا پنداشتە و سنگر می گیرد. کە این نیز هدف اصلی سیاست و تفرقە افکنی دولت استبدادگر حاکم میباشد.  بر همین اساس بر مبنای خصوصیات هر منطقە و استان، بە گونەای آگاهانە این جداسازی را انجام دادە و با منطق ”تفرقە بینداز و حکومت کن” بە تفرقە افکنی در میان خلق ها شدت می بخشد.  برای مثال کوردها در منطقه ی قوچان (کوچان- کە بە معنای کوچبران می باشد) بیشترین جمعیت کورد را شامل گشتە کە بر حوزە خراسان رضوی بحساب می آید. درعین حال خراسان شمالی نیز از ٨ شهر کە بیشترین جمعیت آن کورد می باشند پدید آمدە. طبق آمار رسمی رژیم اشغالگر ایران بیشتر کوردها در این منطقە شیعە مذهب می باشند، درحالیکە آئین هایی دیگر از جمله یهودی، سنی، زرتشتی و… نیز وجود دارند کە بدلایل سیاسی آنان را آشکار ننمودە و با سیاست انکار روبەرو گرداندە اند. در طول تاریخ خراسان محل و مامن اساسی اعتراضات و قیام های آزادیخواهان و مقاومتگران بودە، کە اکنون نیز دارای این پتانسیل و قابلیت می باشد، برای مثال مقاومت ابومسلم خراسانی در برابر امویان همچنین یکی از مراکز جنبش مقاومت حسن صباح بوده که در آن درگیری های بسیاری با حکومت سلجوقیان انجام میپذیرد. تمام تلاش های دولت سرکوبگر ایران بمنظور گرفتن پویایی و سرزندگی و آزادیخواهی جامعە بودە، اما جامعه ی کورد و دیگر جوامع در برابر آنان بە مقاومت می پردازند و سر خم نمی آورند. با سیاست های منزوی نمودن، رعب، وحشت و گرسنە نگە داشتن خواهان پژمردە نمودن و غیر فعال ساختن، این پویایی و سر زندگی می باشند کە با حقارت کردن، کوچک شمردن، بی سواد و خالی از تفکر نشان دادن جامعه ی کورد در خراسان آنان را بە سوی آسمیلاسیون و ذوب فرهنگی یا از خود بیگانە سازی سوق می دهند. از طرفی دم از برادری خلق فارس و سایر خلق ها  می زنند و از طرفی دیگر زنان  و جوانان را بە سوی منجلاب بی هویتی کە خود آن را مهیا ساختە، سرازیر می کنند و با شعار کوردها مرزبانان غیور ایران اند در تلاش القا کردن و قبولاندن ذهنیتی هستند کە وظیفە خلق کورد به مثابه ی مزدور یا سرباز محافظ از مرزهای بە ظاهر مبارک و در باطن ننگین حاکمیت ولایت مطلقه ی فقیە می باشد، کە آن را هم خواستە ی خدا می پندارند. در همین راستا بسیج سازی را هر چە بیشتر در مدارس و مساجد گسترش می دهند، تا بتوانند نیروهای سپاه سرکوب گر خود را گسترش دهند و راحت تر بتوانند سیاست ریشە کن کردن خلق کورد و سایر خلق ها را به وسیله ی قتل عام فرهنگی میسر سازند. دولت ارتجاعی ایران کە بر ذهنیت ایدئولوژی اسلام سیاسی و ناسیونالیسم ایرانی استوار است، در این حوزە ها افکار خود را تبلیغ می کند. استعمارگری ایران با ایدئولوژی مرتجع اش در صدد آموزش و ایجاد کادرهای خود در مدارس، مساجد و مکاتب سیاسی و حوزەهای علمیە می باشد و در این راستا همە تنوعات مذهبی، قومی و اتنیکی  جامعە را بسوی تک تیپی در چارچوب یک پرچم، یک مذهب، یک زبان، یک مرز و … سوق می دهد و خواهان آن است یک جامعەی دولت-ملتی تک تیپی از طریق آسمیلاسیون و بدتر از آن اتوآسمیلاسیون بر روی خلق کورد و سایر خلق های موجود پدید آورد. معیار اساسی و سلاح ایدئولوژیکی اساسی آن، اشغالگری می باشد کە با تکیە بر آن بر جامعە هجوم بردە و با توهین نمودن بە معنویات و ارزش های خلق آن را بخود وابستە می سازد و سپاهی از جامعە ملیتاریزە شدە می سازد، کە این جامعە ملیتاریزە شدە بە دور از فرهنگ، اخلاق، سنت و معیار های حقیقی و تاریخی خود بە محافظت از این سیستم سرکوب گر می پردازد و در این راستا با افتخار جوانان و فرزندان خود را با دستان خود برای خدمت رسانی بە سلاخ خانە می فرستند.  این سیستم ضد خلقی هیچ ارزشی نە برای جوانان و نە برای خلق ها قائل نبودە؛ خلق کورد و دیگر خلق ها را به چشم دشمن خود نگریستە و در تلاش برای انتقام گیری است، زیرا خلق کورد و دیگر خلق ها در برابر دشمن و استعمار دوئل اشغالگر سر تسلیمیت فرود نیاوردە و نمی آورند. در ذهنیت فاشیستی ولایت مطلقه ی فقیه هیچ جایگاهی برای خلق کورد و دیگر خلق وجود نداشتە و نخواهد داشت و همیشە برای منافع اشغالگر بە کار بستە و بە حاشیە راندە می شوند. رژیم مستبد ایران در منجلاب باتلاقی افتاده که هرچە بیشتر دست و پا زند، بیشتر در آن فرو رفته و در نهایت محکم تر خفه میگردد، زیرا ممکن نیست کە بتوان هویت جوامعی که در پهنە ایران میزیند را انکار نمود. هرچە گوهر راستین زنان و جوانان انکار شده و در همین راستا سیاست از خود بیگانە سازی و بە زیر یوغ خود در آوردن را بە اجرا گذاشتە شود، کین و نفرت زنان و جوانان خلق نیز بیشتر می شود. همان گونە کە آتش فشانی فوران کردە و همە چیز پیش رویش را می سوزاند. نیرو و ارادە  زنان و جوانان نیز همانگونە است. تا بە حال جامعە ی کورد خراسان بە دلیل نبودن پیشاهنگ و رهیافتی اساسی همیشە با حملە استعمارگرانە و قتل و عام روبە رو گشتە است. اما حال با پیشاهنگی رهبر عبدالله اوجالان و سبک حیات ملت دموکراتیک ایشان مدلیست کە همیشە در جست و جوی آن بودەاند و تنها راه محافظت از خلق در برابر انکار و قتل و عام می باشد. این موقیت تاریخی برای خروج از منجلاب و سلاخ خانەی فاشیسم و ذهنیت ناسیونالیستی ایرانی می باشد؛ تا کە بتوانیم با هویت، فرهنگ و اخلاق طبیعی و ذاتی خود زندگی نماییم. هر انسان و جامعەای دارای هویت تاریخی بوده، و خلق کورد نیز دارای هویتی مختص بە خود میباشد، کە این خصوصیات هویتی و فرهنگی با سازماندهی، خودآگاهی، مشارکت و مسئولیت تاریخی برای جلوگیری از آسمیلاسیون و قتل  عام فرهنگی می توانند نقش پیشگیری را ایفا نمایند. جامعە جوان کورد و زنان کە روح شاداب و شورانگیز جامعە را تشکیل می دهند، در برابر این حملە وحشیانە باید صاحب ایستاری راستین باشند. زیرا هر حملە ای کە بسوی هویت کوردی و سایر خلق ها می شود در حقیقت هجومی بسوی ارزش، مقدسات و سیاه نمایی تاریخ و ریشە کن کردن آنها است. در این راستا بیشترین لطمەای کە از تاریخ تا بە امروز خوردەایم روبە روی زنان و جوانان شدە است و حال مسئولیت مبارزه با این امر بر عهدە ی قشر زنان و جوان می باشد. زیرا تا بە حال بە دلیل نبود سازماندهی و نبود خودآگاهی در خصوص سیاست های سیستم استعمارگر دچار بی باوری و بی ارادگی گشتە ایم، اما حال بدین گونە نیست. این فرصت استثنایی را غنیمت شمردە و بە سوی ریشه و جوهر خود با تمام توان گام برداشتە و در این راستا مسئولیت تاریخی خود را جامە ی عمل پوشانیم. “هر گیاهی بر ریشە خود می روید”، و هر هویتی بر روی ریشە و معیار اخلاقی، صدا و سیمای حقیقی خود را می یابد. جامعە ی بی هویت و انسان بی هویت ممکن نیست کە دارای ارادە، باوری و خودآگاهی باشند، چون بە هویتی بیگانە مبدل گشتە و با آن ظاهر می شود، کە می توان گفت مردە است.  ذهنیت فاشیستی دولت اشغالگر ایران بە گونە ای سیستماتیک در تلاش برای کشتن روح جامعە است. اما بە دلیل هوشیار بودن و رفلکس زنان و جوان نتوانستە آن را بطور تمام و کمال بە اجرا بگذارد و اکنون نیز با اعدام و ایجاد رعب و وحشت خواهان نتیجه گرفتن است. ما باید آگاه بودە و دقت نمائیم کە این سیستم هیچگاه چنین نیرویی نخواهد یافت و به همین علت با راه ها و متد های گوناگون خواهان اجرای قتل عام است، زیرا هر اتفاقی کە در جامعە رخ می دهد هر جوان و زنی کە بە خودکشی، خودسوزی، اعتیاد و تجاوز جسمی و جنسی روبە رو شدە، مسبب اساسی آن ذهنیت استعمارگر و فاشیستی رژیم مستبد ایران می باشد. اشغالگری ایران برای مشروع نمودن خود، در تلاش است تا خود را ناجی جلوە دهد. چگونە می توان فاشیستی کە بر سرکوب، اعدام و کشتن زنان و جوانان خود را بر روی پا نگە داشتە را ناجی و محافظ خلق کورد و سایر خلق ها دید. زیر بنای این فاشیسم و ذهنیت کە ایدئولوژی آن بر روی قتل و عام و بی اخلاق نمودن جامعە بنا شدە است و وظیفە آن نە حفاظت از مردم و خلق خراسان، بلکە حفاظت از اریکه ی قدرت خویش می باشد و برای آن دست بە هر کاری می زند، تا این نقاب از رو برداشتە نشود و اقتدار خود را تداوم بخشد. حال این نقاب افتادە و صورت و ذهنیت اشغالگر آشکار گشتە است. بدین منظور پروژە ملت دموکراتیک با پیشاهنگی زنان و جوانان بهترین و زیباترین جایگزین این سیستم قدرتمدارانه می باشد زیرا پروژە ملت دموکراتیک تنها رهیافت برون رفت از بی هویتی و فقر فرهنگی بودە، نقش راستین تاریخی خود را ایفا نموده و بە سوی جامعە اخلاقی و وجدانی گام برداشتە و با سایر خلق ها، ادیان و فرهنگ های گوناگون در کنار یکدیگر حیاتی آزادانه را به ارمغان میاورد.

 

 

 

مطالب مرتبط